اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

چه چيز موجب نجات شد؟!!

 

 

علامه ي نوري از دوست خود عالم متقي حاج متقي آقا عليرضا اصفهاني و از مرد تاجر صالح حاج محمد، پسر حاج مجيد نقل مي کند که گفت: حاج محمد صادق برادر حاج محمد سميع را مدتي بعد از مرگش در خواب ديدم. انگشت شصت او را گرفتم. و از حالش پرسيدم.

   گفت: حالم نزديک به هلاکت بود فقط آن شصت توماني که در سال قحطي به فقرا يزد دادم مرا نجات داد و خدا را شكر که به برکت آن از ترس و سختي راحت شدم.

من از خواب بيدار شدم ولي از حرفهاي او چيزي نفهميدم، پيش وصيّ او حاج محمد علي پسر حاج بديع رفتم. او از تُجّار معتبر اصفهان بود، پرسيدم داستان شصت توماني که به فقراي يزد رسيده چيست؟

ابتدا اعتنا نکرد. گفتم من قضيه دارم که مي خواهم آن را روشن کنم او قدري فکر کرد گفت که صحيح است. موقعي که قحطي و گرسنگي در يزد بود رئيس فقهاي شهر حاج سيد محمد باقر، کسي را پيش من فرستاد و پيغام داد که کار براي فقراي يزد سخت شده. من پانصد تومان فراهم کرده ام تا بوسيله ي شما براي آنها بفرستم خودت هم بر اين مبلغ بيافزا، شايد خداوند به اين وسيله براي آنها گشايشي فراهم نمايد.

من از مال شخصي خودم صد تومان و از محل ديگري چهل تومان و از ثلث حاج محمد صادق که در اختيارم بود شصت تومان بر آن مبلغ اضافه کردم. و همه را در اختيار يکي از بازرگانان يزد گذاشتم، تا ميان مستحقين تقسيم کند. هيچ کس جز خداوند متعال از اين مطلب خبر نداشت.

در اين موقع من آنچه در خواب ديده بودم. توضيح دادم. او خدا را شكر کرد که واسطه ي اين توفيق شده است.

 

کتاب مردگان  ص 85   به نقل از دارالسلام نوري 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٥
تگ ها :