اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

 

با عرض سلام و خسته نباشيد :

اميدواريم که از  مطالبی که تا به الان برای شما تهيه کرديم راضی بوده باشيد .شما ميتوانيد برای سابقه کار ما در امر تعبير خواب به سايت Sleeps

(General Discussion Group)

 که در حدود ۳۰۲۱ خواب و سايت Dreamtree که در حدود ۲۰۰۰ خواب در مدت ۵ سال متوالی تعبير شده است مراجعه کنيد.

مطلب امروز در مورد مناظره امام صادق عليه السلام با يک طبيب هندی در مورد اصل خواب و روح ميباشد که از کتاب دارالسلام ،ج ۱ ،ص ۱۰انتخاب شده است و در انتهای ان خلاصه ترجمه ايی به انگليسی تقديم شده است: 

امام صادق(ع) در رساله اهليلجيّه پس از کلامي طولاني در دفع شبهه هاي طبيب هندي فرموده : شبهه او اين بود که از باريک بيني خود بياناتي برايم آوردي که ديگري نياورده است، جز اينکه من از آنچه در دست دارم دست بر ندارم مگر بدليل نيرومند و ديرين که تو بيان کني‌ ( امام فرمود) من گويم:

اکنون پاسخ نداري و در گفتارت پريشان شدي برايت دليلي از خودت بياورم تا برايت روشن شود که حواس چيزي را نشناسند جز بوسيله دل، آيا در خواب ديدي که ميخوري و مي نوشي تا آنکه کامش بدلت نشسته ؟ گفت: آري.

گفتم: در خواب ديدي که ميخندي و گريه مي کني، در شهر ها که نديدي يا  ديدي گردش مي کني تا نشانه هاي آنجه در خواب ديدي بداني .

گفت: آري بي اندازه از اين باره خواب ديدم.

گفتم: آيا در خواب ديدي از خويشانت چون برادر و پدر و خويش ديگر که مرده است از پيش و آنرا بشناختي چون شناخت او پيش از مردنش.

گفت: آري بسيار و بسيارتر .

گفتم: بگو. کدام حس " تواين چيزها را در خواب دريافته تا دلت را بديدار مرده ها و سخن با آنها و خوردن خوراک و گردش در شهرها و خنده و گريه و جز آن رهنمون شده.

گفت: نمي توانم بگويم کدام حس" من اين چيزها را در يابد و چگونه دريابد با اينکه چون مرده باشد نه شنود و نه بيند.

گفتم: به من بگو چون بيدار شوي آنچه به خواب ديدي بياد نياري تا آنجا که بخاطر بسپري  و در بيداري به برادرانت گزارش دهي و حرفي از آن وانگذاري؟

گفت: راستش همچنانست که تو گويي و بسا چيزي در خواب بينم و روز را به شب نکنم تا خودش را در بيداري بينم.

گفتم: کدام حس تو اين خواب را در دلت استوار سازد تا پس از بيداري بيادش آري.

گفت: حواس را در اينجا راهي نيست.

گفتم: پس شايسته است بداني چون حواس در اينجا نابودند آنچه اين چيز ها را بيند و بياد نگهدارد همان دل تو است که خدا در آن خرد نهاده و آنرا بر بنده ها حجت ساخته.

گفت: آنچه در خواب ببينم چيزي نباشد همانا چون سرا بست که در چشم آب ايد و چون بجايش رسند هيچ نباشد و آنچه در خواب بينم چنين است.

گفتم: چگونه خواب را مانند سراب داني با آنکه در آن شيرين و ترش خوردي و شادي و انده در  يافتي.

گفت: زيرا بجاي سراب رسم نا چيز است و آنچه هم در خواب بينم چون بدان رسم هيچ است.

گفتم: به من بگو اگر در خواب کامياب شدي و دلت براي آن تپيد آيا مطلب چنان نيست که من برايت شرح دادم؟ گفت: آري.

گفتم: آيا هرگز محتلم شدي تا در باره ي زني کامروا شده باشي شناخته تو باشد يا نه؟

گفت: آري به اندازه بيشماري.

گفتم: مگر در آن لذتي نيافتي به اندازه لذت خود در بيداري وانگه بيدار شدي مني از تو آيد به اندازه آنچه در کامروايي بيداري.

 اين حاجت تو را در باره ي سراب نقض ميکند.

گفت: محتلم همان در خواب بيند که حس او در بيداري در يافته.

گفتم: اين سخن تو دليل من است و تو پنداري دل همه چيز را در يابد و بشناسد با اينکه حواس همه نابود باشند و مرده و ناشنوا و نابينا، و البته نبايد منکر شوي که دل با وجود حواس در بيداري هم داراي شناخت و دانش است، در صورتيکه اعتراف داري که بزن نگرد پس از رفتن حواس تا انجا که اورا گايد و از او کامروا شود، و سرد براي کسي که انديشه درباره ي دل وآنرا بي وجود حواس شناساي اشياء داند، اين نکته را بفهمد که دل خود مدبر حواس است و پادشاه و سرور و حاکم آنها است، زيرا آدمي هر چه را نداند اين را ميداند که دست نتواند چشم را در آورد و زبان را ببرد، و ميداند که هيچ کس بي اجازه دل و رهبري او نتواند در تن کاري کند.

زيرا خداوند تبارک و تعالي دل را مدبر تن ساخته تا بدان بشنود و ببيند و او حاکم و فرمانده بر تن است اگر پس نشيند تن پيش نرود، و اگر پيش رود تن پس نکشد و بدو حس شنود و بيند، اگرش وادارد بکار رود و اگرش باز دارد باز افتد، بدانست که شادي آيد و بدان درد دريافت شود، اگر يک حسي تباه شود دل بجا است و اگر دل تباه شود هيچ حسي بجا نماند و همه از ميان بروند‌ ( اندازه نياز از سخن او پايان يافت.

--يک راه وجداني براي باور داشتن گفتار شرع از هر درباره ي ماندن جان ها پس از نابودي تن ها،  زيرا بسياري از مردم پدر و پسر را در خواب بينند و به او گويد برو فلان جا که طلا برايت در آن گنج نهادم، و بسا که او را بخواب بيند و به او سفارش کند که وام او را بپردازد، و چون بيدار شود و باز رسد چنان باشد که در خواب گفته، و اگر نبود که آدمي پس از مرگ مي ماند و زندگي دارد چنين نبود، و چون از اين دليل برآيد که آدمي پس از مرگ زندگي دارد و تن بحکم حس مرده باشد بايد آدمي جز اين تن محسوس باشد چنانچه در پيش گذشت.

رازي گفت: هنگام خواب تن سست شود و سستي او جانرا سست نکند بلکه نيرو بخشد تا احوالي را مشاهده کند و بر امور غيب آگاه شود و از اينجا بر آيد که مرگ تن مرگ جانرا به دنبال ندارد.

ترجمه:

Soul

I want to tell you a reason to know that 5 senses can't understand anything except by the soul,

Have you dreamt you were eating and drinking and had pleasure of that. He said yes. I said: have you dreamt laughing and crying, and strolling in the cities that haven't seen yet but you know the specialties. He said: yes dreamt very much. I said:  Have you ever dreamt about your dead brother or father and know them like they are alive.

He said: yes too many times. I said: tell me which sense has received such things to see the dead and talking to them or crying and laughing. He said: I can’t say which one. Because the body is slept like a dead. I said: tell me when you wake up don’t you remember and report to the friends exactly, He said; yes and sometimes I see that before night in real life. I said; which sense keeps it to remember the dream after waking. He said; there is no way for sense. I said then you should know because senses are vein here that is the soul that God has put wisdom in it and it is a reason. He said; what I dream is like mirage one thinks it is water but when arrive at there is nothing. I said; how do you say it is like mirage and you ate sweets and pickles and were happy and sad he said; because what I dream when I arrive at it is nothing. I said: have you ever had sex in the dream and your hearts beat, have you ever had wet dream about a woman or man. You know him or don’t know He said many times said had you orgasm and when you woke up you were wet then this is not mirage.

He said: dreaming orgasm is just like the real life .I said this is my reason that soul. Knows everything although senses are dead and can’t see or hear of course you shouldn’t deny that soul in addition of the senses knowledge recognition in the waking life and after vanishing the senses has sex with them then it recognizes the things after going senses and now you understand that the itself is guiding the senses and is their governor and none of the senses can’t do anything without soul; if the soul goes a head body wasn’t get back and if soul gets back the body won’t go a head with the soul the happiness com and with it the ache is received if a sense is damaged the soul is remained but if the soul is damaged or become senses can work properly

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٩
تگ ها :

شاد کردن مردم از عوامل خواب خوب ديدن

 

سلام

 

سيد جزايري در کتاب  رياض الابرار مي نويسد :امام حسين عليه السلام فرمود : فرمايش پيامبر، برايم مسلم شد که مي فرمايد : " افضل الاعمال بعد صلوه ادخال السرور في قلب المومن بما لا اثم فيه."

يعني : بهترين عمل بعد از نماز شاد کردن مردم است به کاري که گناه نباشد.

من روزي به غلامي بر خورد کردم که با يک سگ غذا مي خورد.گفتم با اين سگ هم سفره شده اي ؟ گفت : يا بن رسول الله ! من غمگينم به دنبال شادي و سرورم ، اين سگ را شاد مي کنم تا به واسطه شادي او خداوند دلم را شاد کند.اما غم من از آن جهت است که برده و بنده يک يهودي هستم و خوشم نمي آيد که برده او باشم .

امام حسين عليه السلام پيش صاحب آن غلام رفت و دويست سکه طلا ( دينار ) به او در بهاي غلام پرداخت نمود. مرد يهودي گفت آقا ! من اين غلام را در مقابل قدمهاي مقدس شما که به منزل ما تشريف آورديد به شما بخشيدمو همان باغ را هم به او بخشيدم. اين پول را هم نمي پذيرم.

يهودي پول را پذيرفت و به غلام بخشيد. امام حسين عليه السلام هم غلام را در راه خدا آزاد کرد .

همسر يهودي از اينکه امام حسين به خانه آنها آمده و اين جريانها را ديد  گفت : آقا !من مسلمان شدم و اسلام اختيار مي کنم و مهر خودم را به شوهرم بخشيدم. شوهرش گفت : آقا من هم اسلام اختيار کردم و اين خانه را به همسرم بخشيدم .

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢۸
تگ ها :

خوابی ديگر

مسعودي در کتاب تاريخ خود از اسحاق بن ابراهيم که رييس شهر باني بغداد بود نقل مي کند :

که در خواب پيامبر  اکرم صلي الله عليه و آله را ديدم  که به من فرمود : آن قاتل را آزاد کن.

با ترس از خواب بيدار شدم. از مامورين پرسيدم ، کسي را شما گرفته ايد؟ گفتند بلي يک نفر در زندان ما است که متهم به قتل است. گفتم او را بياوريد.

وقتي آمد . گفتم راستش را بگو. جريان را اينطور آغاز کرد. گفت : ما چند نفر رفيق بوديم که شبها دور هم جمع مي شديم و به عيش و عشرت مي پر داختيم . ديروز پير زني که براي ما زنهايي مي آورد ، آمد به همراه دختري بسيار زيبا و خوش اندام. همينکه دختر به وسط حياط رسيد و ما را ديد يک مرتبه ناله اي زد و روي زمين بيهوش افتاد. من او را داخل اتاق بردم وقتي که به هوش آمد پرسيدم چه شده چرا بيهوش شدي ؟

گفت اين زن مرا فريب داد، گفت بيا اينجا کفشهاي بسيار عالي و بي نظير هست، بخر.حالا که آمدم ديدم به دام افتاده ام من دختر سيد هستم . بيا به واسطه رسول الله و فاطمه زهرا عليها سلام به من رحم کن و مرا نجات بده.

من رفتم پيش دوستان خود و به آنها جريان دختر را نقل کردم و از ايشان تقاضا کردم که کاري به اين دختر نداشته باشيد. آنها خيال کردند که آنها را فريب مي دهم و از جاي جستند و گفتند : حالا که خودت کام گرفته اي مي خواهي مانع ما بشوي. من هم به دفاع از آن دختر در مقابل آنها ايستادم و قسم خوردم که هيچ کدام نمي توانيد به اين دختر دست دراز کنيد. آنها حمله کردند و من مجروح شدم ولي يک نفر از آنها که خيلي حريص و بي تاب بود به او حمله کردم و او کشته شد.ديگران ديگر متعرض نشدند و دختر را نجات دادم و سالم به خانه فرستادم .

در موقع رفتن گفت : خدا ترا حفظ کند ، همانطور که مرا حفظ کردي و نگهبان تو باشد چنانچه از من نگهباني کردي.

در اين موقع سر و صدا بلند شد همسايه ها آمدند مرا با کارد ديدند و رفيقم را کشته. مرا دستگير کردند و آوردند اينجا اما واقع جريان همين بود که شرح دادم.

رييس شهرباني گفت از تو گذشتم با اينکه يک نفر را کشته اي تو را به پيامبر بخشيد م. جوانک گفت : بحق آن کسي که مرا به او بخشيدي  ديگر گرد معصييت نمي گردم . از کتاب روياهای صادقه ُ- موسی خسروی

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢۸
تگ ها :

شفاي هفت مريض در يک لحظه

سلام:

مرحوم سلاحي مز بور عليه الرحمه در ماه محرم تقريبا بيست سال قبل که مرض حصبه در شيراز شايع و کمتر خانه اي بود که در آن مريض حصبه ايي نباشد و تلفات هم زياد بود يکروز فرمود در منزل آقاي حاج عبدالرحيم سرافراز ۷نفر مبتلا به حصبه را خداوند به برکت حضرت سيد الشهداء (ع) شفا مرحمت فرمود و تفصيل آنرا بيان کرد:

 

تقريبا بيست سال پيش که اغلب مردم مبتلا بمرض حصبه ميشدند در خانه حقير هفت نفر مبتلا بمرض حصبه در يک اتاق بودند شب هشتم ماه محرم الحرام براي شرکت در مجلس عزاداري، مريض ها را در خانه بحال خود گذاشتم و ساعت پنج از شب گذشته با خاطري پريشان بمجلس تعزيه داري خودمان که مؤسس آن مرحوم حاج ملاعلي سيف عليه الرحمه بود رفتم.

موقع تعزيه داري، سينه زني، نوحه و مرثيه حضرت قاسم ابن الحسن(ع) قرائت شد پس از فراغت از تعزيه داري و اداء نماز صبح با عجله به منزل ميرفتم و در قلب خود شفاي هفت مريض را بوسله عزيز زهرا(ع) از خدا ميخواستم.

وقتي به منزل رسيدم ديدم بچه ها اطراف منقل آتشي نشسته و مختصر ناني که از روز قبل و شب باقيمانده است روي آتش گرم ميکنند و با اشتهاي کامل مشغول خوردن آن نانها هستند:

از ديدن اين منظره عصباني شدم زيرا خوردن نان آن هم ناني که از روز و شب گذشته باقيمانده براي مبتلا به مرض حصبه مضر است.

دختر بزرگم که حالت عصبانيت مرا ديد گفت ما ها خوب شده ايم و از خواب برخاستيم و گرسنه ايم  نان و چاي ميخوريم – گفتم خوردن نان براي مرض حصبه خوب نيست گفت پدر بنشين تا من خواب خودم را تعريف کنم و ما همه خوب شده ايم گفنم خوابت را بگو گفت:

در خواب ديدم اتاق روشني زيادي دارد و مردي آمد در اتاق ما و فرش سياهي در اين قسمت از اتاق پهن کرد و پهلوي درب اتاق با ادب ايستاد آنوقت پنج نفر با نهايت جلالت و بزرگواري وارد شدند که يکنفر آنها زن مجلله اي بود اول بطاقچه هاي اتاق و به کتيبه ها که به ديوار زده بوديم و اسم چهارده معصوم عليهم السلام را روي آنها نوشته بود خوب با دقت نگاه کردند پس از آن اطراف آن فرش سياه نشسته و قرآنهاي کوچکي از بغل بيرون آورده و قدري خواندند پس از آن يکنفر از آنها شروع کرد بروضه حضرت قاسم(ع) به عربي خواندن و من از اسم حضرت قاسم که مکرر ميگفتند فهميدم روضه حضرت قاسم مي خوانند و همه شديدا گريه مي کردند و مخصوصا آن زن خيلي سوزناک گريه ميکرد پس از آن در ظرف هاي کوچي چيزي مثل قهوه همان مردي که قبل از همه آمده بود آورد و جلو آنها گذارد. من تعجب کردم که اشخاص با اين جلالت چرا پا هايشان برهنه است جلو رفتم و گفتم شما را بخدا کداميک از شما حضرت علي(ع) هستيد يکي از آنها جواب داد و فرمود منم. خيلي با مهابت بود گفتم شما را بخدا چرا پاهاي شما برهنه است پس با حالت گريه فرمود ما اين ايام عزاداريم و پاي ما برهنه است فقط پاي آن زن در همان لباس پوشيده است.

گفتم ما بچه ها همه مريضيم مادر ما هم مريض است خاله ما مريض است آنوقت حضرت علي (ع) از جاي خود برخاست و دست مبارک بر سر و صورت يک يک ما کشيدند و نشستند و فرمودند خوب شديد مگر مادرت. گفتم مادرم هم مريض است فرمودند: مادرت بايد برود. از شنيدن اين حرف گريه کردم و التماس نمودم پس در اثر عجز و لابه من، برخاستند دستي هم بر لحاف مادرم کشيدند آنوقت خواستند از اتاق بيرون روند رو به من کرده فرمودند بر شما باد نماز که تا شخص مژه چشمش بهم ميخورد بايد نماز بخواند.

تا درب کوچه عقب آنها رفتم ديدم مرکب هاي سواري که براي آنان آورده اند رو پوش سياه دارند آنها رفتند و من برگشتم در اين وقت از خواب بيدار شدم صداي اذان صبح را شنيدم دست بدست خودم و برادرانم و خاله ام و مادرم گذاشتم ديدم هيچکدام تب نداريم همه برخاستيم و نماز صبح را خوانديم چون احساس گرسنگي زياد در خود ميکرديم لذا چاي درست کرده با ناني که بود مشغول خوردن شديم تا شما بياييد و تهيه صبحانه کنيد و بالجمله تمام هفت نفر سالم و احتياجي بدکتر و دواء پيدا نکردند.

از کتاب داستان های شگفت (آيت اله دستغيب)

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٧
تگ ها :

لطفا خوابهای خود را در قسمت بحث و گفتگو وارد کنيد.

برای دريافت تعبير رويای خود يا دريافت نظرات ديگران از ديدگاهای مختلف . رويای خود را در قسمت  ؛ بحث و گفتگو ؛در نوار فوق وارد کنيد.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٦
تگ ها :

تعبيری عجيب و راست

در کتاب نجوم سيد بن طاووس از تنوخي نقل مي کند:

علي بن ختار انباري گفت: وقتي مرا معزالدوله ماموريت داد از بغداد به وطنش ديلمانبروم در آنجا خانه هايي بسازم گفت : وقتي به ديلم رسيدي مردي را جستجو کن به نام حسين بن شير کوه سلام مرا برسان بگو شنيدم که پدرم در کودکي من ، خوابي ديده بود. آن خواب را براي تو نقل کرد موقعي که از راهي عبور مي کرديد.من به واسطه کودکي نتوانستم آن خواب را حفظ کنم همان خواب را براي ما نقل کن !

گفت وقتي به ديلمان رسيدم آن مرد چون با من سابقه دوستي داشت به ديدنم آمد، من در خواست معزالدوله ديلمي را برايش نقل کردم.

گفت بين من و پدر معزالدوله "بويه" دوستي عميقي حاکم بود ما با هم همسايه بوديم يک روز گفت : من خوابي ديدهام که خيلي ناراحتم مي تواني يک نفر را پيدا کني برايم تعبير کند؟

گفتم: ما اکنون در محلي هستيم که بيابان حساب مي شود کجا در چنين محلي معبر يافت مي شود، يا عالمي که بتواند خواب ترا تعبير کند.

چند ماه گذشت ، يک روز با هم کنار دريا براي ماهي گيري رفته بوديم، ماهي زيادي صيد کرديم.آنها را با پشت حمل کرديم .او گفت من در خانه کسي را ندارم که اين ماهي ها را براي استفاده آماده کند.همه را تو ببر و آماده کن، او خودش هم آمد دو نفري شروع کرديم به تميز کردن ماهي ها ، تا يک مقدار بپزيم ويک مقدار دودي کنيم. در همين موقع مرد منجمي از آنجا عبور کرد که تعبير رويا مي دانست .بويه گفت: خوب است آن خوابي که چند وقت پيش گفتم ديدهام به او بگوييم تعبير نمايد، گفتم خوب است.الآن وقت اين کار است. رفتيم پيش منجم ." بويه" گفت من يک شب در خواب ديدم گويا نشسته ام و ادرار مي کنم اما از سر آلتم آتشي عضيم مثل استوانه خارج مي شود.آن آتش به چهار قسمت تقسيم شد.طرف راست و چپ و روبرو و پشت سر به طوري که جهان  را گرفت.از خواب بيدار شدم، تعبير و تفسير آن چيست ؟

منجم گفت من اين خواب را به کمتر از هزار درهم تغبير نمي کنم. گفتيم ، بيچاره ما ماهي گيريم آن هم براي خوراک زن و بچه ها مان صيد مي کنيم. ما اصلا هزار درهم به عمرمان نديده ايم ولي حاضريم يک ماهي بزرگ که از همه ماهي ها بزرگتر باشد به تو بدهيم .گفت: بسيار خوب با من به همين مقدار قرار بگذاريد به شرط آنکه بعد از تعبير پشيمان نشويد.

قبول کرديم او به بويه گفت: تو داراي فرزنداني خواهي بود که به اطراف جهان پراکنده مي شوند و سلطنت عظيمي پيدا خواهند کرد.

من گفتم: ما را مسخره کرده اي و اين ماهي را هم به حرام صاحب مي شوي .

بويه گفت بيچاره! من يک صيياد فقيرم . چنانکه مي بيني اينها بچه هاي منندو اشاره به علي که از کودکي کمي بالا تر رفته بود کرد، تازه پشت لبش موي در اورده بود.حسن از او کوچکتر بود و احمد کودکي را پشت سر مي گذاشت.گفت تو خيال مي کني اينها چکار خواهند کردو چه از ايشان بر مي آيد.

چند سال گذشت ، من خواب را فراموش کردم تا اينکه بويه به خراسان رفت و موقعييت او و دو پسرش محمد و ابراهيم در طبرستان خيلي با لا گرفت.او از ما جدا شد و پيش مرد آوويج رفت .به زودي منتشر شد که او مالک سرزمين " ارجان " شده و از مردآوويج سر پيچي نموده بعد مالک سرزمين فارس شد و ياقوت را فراري داد.کم کم بذل و بخششهاي او به ما رسيد تا بالاخره پيکي فرستاد و در خواست کرد که من پيش او بروم .

من رفتم پيش او تا چشمم به او افتاد ، ديدم دستگاه بسيار مهمي پيدا کرده است. مقدار زيادي فرش ، لباس و وسايل به من بخشيد.بعد از چند روز رو به من کرده گفت :خسين ! يادت هست خوابي که پدرم ديده بود، من کودکي بودم و يادم نماند و آنرا به معبري گفتيد. او چه تعبير کرد. تعبير او را بيهوده انگاشتيد. مايلم همان خواب را برايم نقل کني. من يادم آمد، از تعجب مدتي سکوت کردم و در انديشه بودم. گفت: مگر فراموش کرده اي که چيزي نمي گويي . گفتم نه ، فراموش نکر ده ام. گفت : پس نقل کن . من خواب را برايش نقل کردم . دستور داد هزار دينار بياورند همان موقع آوردند ، به من داد و گفت اين بچه هاي همان ماهي است ( که داديم به منجم ) گفت اين پول را بفرست به ديلم باغ و خانه خريداري کن تا براي بچه هايت بماند اين کار را کردم و مدتي پيش او بودم بعد اجازه برگشتن گرفتم . در آن موقع هم ده هزار دينار ديگر داد...

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٦
تگ ها :

موارد زير به ياد آوری خواب کمک می کنند :

حضرت صادق (ع) مي فرمايد: اگر کسي خوابي ديده و فراموش کرده و معبر بخواهد خواب او را بداند راهش آن است که نامش را بپرسد و حروف نام او را بشمارد و جمع کند آنگاه نه نه طرح کند و باقيمانده را ملاحظه کند مثلا اگر نه مانده است شهر ها را در خواب ديده و بر فساد تعبير کند، خداي متعال مي فرمايد: " و کان في المدينة تسعة رهط يفسدون في الارض و لا يصلحون" و در آن شهر نه گروه بودند که در زمين فساد مي کردند و اصلاح نمي کردند. و اگر 8 مانده است سفر يا تزويج در خواب ديده است، خداي متعال مي فرمايد: " ثماني حجج فان اتممت عشر افمن عندک- هشت سال و اگر دهسال تمام کردي به ميل خودت بستگي دارد"

و اگر هفت مانده است بر درندگان و سگان دلالت دارد، خداي متعال مي فرمايد:" و يقولون سبعة و ثامنهم کلبهم – و مي گويد (ياران غار) هفت نفرند و هشتمين ايشان سگ ايشان است" ، و اگر گاو ها و قوچها در خواب ديده باشد، کلام خداي متعال است که: " سبع تقرات سمان يا کلهن سبع عجاف – هفت گاو فربه که آنها را هفت گاو لاغر مي خورند".

و اگر شش مانده است و بيننده خواب صالح و درستکار و با تقوي است دلالت بر آن دارد که فرشتگان و افراد صالح را در خواب ديده است و تعبيرش آن است که کارش درست مي شود و به سر انجام مي رسد، خداي متعال مي فرمايد: " خلق السموات و الارض في ستة ايام ثم استوي علي العرش – آسمان ها و زمين را در شش روز بيافريد آنگاه بر عرشمستولي شد".

و اگر پنج مانده است در خواب اسب و اسلحه ديده است . و اگر چهار مانده است نيز اسب و اسلحه ديده است، خداي متعال مي فرمايد: " في اربعة ايام سواء للسائلين – در چهار روز (آفرينش زمين و ارزاق آن را به پايان رساند) که يکسان است براي پرسندگان)

و اگر سه مانده است دلالت دارد بر آن که با کسي رازي بگويد، خداي متعال مي فرمايد: " ما يکون من نجوي ثلثة الا هورا بعهم – هيچ سه نفري با هم راز نگويند مگر آنکه خداوند چهارمين ايشان است" و در جاي ديگر مي فرمايد: "ثلثة ايام الا رمزا – سه روز جز با اشاره سخن نگويي".

و اگر دو مانده است با کسي ملاقات مينمايد که براي دين و دنيايش سودمند است و از چيزي که مي ترسد ايمني مي يابد و به آنچه اميد دارد ميرسد.

و اگر يک مانده است دلالت دارد بر آنکه مردي بزرگوار يا پدشاهي بزرگ را در خواب ديده است، خداي متعال مي فرمايد: " سبحانه هو الله الواحد القهار – منزه است او، اوست خداوند يکتاي مقتدر".

ابن سيرين مي گويد: وقتي کسي خوابي ديده و فراموش کرده و معبر بخوهد خواب او را بداند راهش انست که به بيننده خواب بگويد دست بر اندام خود بگذار:

 

اگر دست بر سر گذاشت، معبر به قياس آن بگويد که در خواب کوه ديده است.

اگر بر چشم گذاشت، چشمه آب شور ديده است.

اگر بر بيني گذاشت، دامنه کوه ديده است.

اگر بر صورت خود گذاشت، چمن و سبزه زار ديده است.

اگر بر دهان گذاشت، چشمه آب شيزين ديده است.

اگر بر گوش گذاشت، غار و گودال کوه ديده است.

اگر بر ريش و سبيل دست گذاشت، گياهان و علفزار ديده است.

اگر بر گلو دست گذاشت، قنات و کاريز يا نقب و سوراخ ديده است.

اگر بر سينه و دل دست گذاشت، مسجد و معبد و مصلي و نمازگاه ديده است.

اگر بر شکم دست گذاشت، رودخانه آبي ديده است.

اگر بر ناف دست گذاشت، گودالي در زمين ديده است.

اگر بر عورت دست گذاشت، سکويي ديده است.

اگر بر دوش و شانه دست گذاشت، عمارتي بلند و يا ايواني را ديده است.

اگر بر مچ و ساعد خود دست گذاشت، درختان را ديده است.

اگر بر انگشتان خود دست گذاشت، درختان خرما را ديده است.

اگر بر پشت خود دست گذاشت، بيابانها را ديده است.

اگر بر پهلوي خود دست گذاشت، سرا و جايگاهي ديده است.

اگر بر مقعد دست گذاشت، مزبله در خواب ديده است.

اگر بر ران و کفل دست گذاشت، ستوني سبز يا درختي بزرگ مانند خرما و سرو و نظاير اينها ديده است.

اگر بر زانو دست گذاشت، درخت بي ثمر يا ستون و مانند آن ديده است. اگر بر کعب و قوزک پا دست گذاشت، پشته و گردنه کوچکي ديده است. و

بهمين ترتيب که ذکر شد  معبر مي تواند خواب کسي را که فراموش کرده است دريابد  وتعير آن را بگويد.

دانيال ميگويد فراموش کردن خواب از چهار چيز است:

1-      از بسياري گناه و معصيت

2-      از کارهاي گوناگون و مختلف

3-      از ضعف نيت و اعتقاد

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٦
تگ ها :

خواب عصر

سلام

از خوابهاي نا بسا ما ن ، خواب عصر است. از نظر شرع ممنوع و نا صحيح است، لذا فرمود: "النوم بعد العصر خرق ."يعني خواب بعد از عصر پريشاني و حماقت است.پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: من نام بعد العصر فاختلس عقله فلا يلؤ من الا نفسه. يعني هر کس بعد از عصر خوابيد و عقل خويش را از دست داد فقط خود را ملامت کند.

منضور از عصر، موقعي است که سايه شخص دو برابر طول خودش مي شود و اول فضيلت نماز عصر است.لذا در حديث قدسي خداوند مي فرمايد : اذکرني بعد الصبح ساعه و اذکرني بعد العصر ساعه اکفيک جميع مهماتک . بعد از صبح ساعتي به ياد من باش و بعد از عصر ساعتي مرا ياد کن ، تا من تمام گرفتاري ها يت را بر طرف نمايم .يعني در اين ساعتها بهتر است بيدار و متوجه باشي نه در خواب فرو رفته باشي .ابته اغلب مردم زمان ما ، در هر دو موقع در خوابند . صبح ها در خواب و عصر ها پس از صرف نهار تا هنگام نزديک غروب بخوابند. زندگي ماشيني و سرگرمي ها و تلويزيون يعني همان  که در ادبيات قديم ذکر شده که موجودي مي ايد که يک چشم بزرگ دارد و هر قدمش يک مايل است و از هر جاي بدنش يک ساز بلند مي شود و دروغگو است { تمام فيلمها  بر پايه مثلا اينطور و شايد در آينده اينطور ساخته مي شوند و تمام گزارشات و اخبار بر اساس مصلحت و مديريت جامعه يا ميل وخواست قدرتها ساخته مي شوند} به هر حال سرگرمي تلويزيوني چنين ارمغاني را براي ملتها به هديه آورده است. خداوند عاقبتش را به خير کند .

أارالسلام مي نويسد خواب روز 5 قسم است .

1-     خواب بين طلوع صبح و طلوع آفتاب که زشت است .

2-     خواب بعد از طلوع آفتاب که کسالت زا و سستي آفرين است .

3-     خواب قبل از ظهر که از آن تعريف بسيار مي شود.

4-     خواب بعد از ظهر که فاسد است.

5-     خواب عصر يا آخر روز که همان خواب عصر است که مو جب چند بيماري روحي و جسمي مي شود.

پس تنظيم خواب در ديدن رؤياهاي صادقه و کاذبه اثر بسزايي دارد که بايد بهترين را انتخاب نمود، يعني همان ساعات مجاز و مستحب : يعني 1/3 دوم شب و خواب قيلوله که نزديک ظهر است که امام مي فرمايد : اصدق الرؤيا القيلوله . يعني صادق ترين خوابها رؤياي نزديک ظهر است .

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٥
تگ ها :

حالا از کارهاي آقا تقي بي نماز بشنويد

سيد يونس از اهالي آذر شهر آذربايجان، به قصد زيارت حضرت رضا عليه السلام به مشهد آمد. اما بعد از اولين زيارت، تمام پول او مفقود شد و بي خرجي ماند.

ناگريز به حضرت رضا عليه السلام متوسل شد و پس از عرض سلام

گفت: مولاي من! مي دانيد که پول من رفته و در اين ديار نا آشنا، نه

راهي دارم و نه مي توانم گدايي کنم. جز به شما به ديگري نخواهم گفت. به منزل آمد شب در عالم خواب حضرت رضا عليه السلام به او فرمود: « سيد يونس! بامداد فردا هنگام طلوع فجر، دراست پا يين  خيابان زير غرفه ي نقاره خانه بايست اولين کسي که آمد رازت را به او بگو تا او مشکل تو را حل کند.

گفت پيش از فجر بيدار شدم وضو ساختم و به حرم مشرف شدم ، پس از زيارت قبل از دميدن فجر به همان نقطه اي که در خواب ديده و دستور يافته بودم، آمدم و چشم به هر سو دوخته بودم تا نفر اول را بنگرم ، که ناگاه ديدم " آقا تقي آذرشهري" که متأسفانه در شهر ما به" آقا تقي بي نماز" شهرت داشت ، از راه رسيد اما من با خود گفتم : آيا مشکل خود را به او بگويم ؟ با اينکه در وطن متهم به بي نمازي است .چون در صف نماز گذاران رسمي نمي نشيند. چيزي به او نگفتم ، او هم رد شد و به حرم مشرف شد.

بار ديگر به حرم رفتم و گرفتاري خود را با دلي لبريز از غم و اندوه به حضرت رضا عليه السلام گفتم و آمدم.بار ديگر در عالم خواب حضرت را ديدم و همان دستور را دادند.اين جريان سه شب تکرار شد.تا روز سوم گفتم : "بي ترديد در اين خوابهاي سه گانهرازي است "به همين جهت بامداد روز سوم جلو رفتم و به اولين نفري که قبل از فجر وارد صحن مي شد وجز آقا تقي آذر شهري نبود سلام کردم او نيز مرا مورد دلجوي قرار داد پرسيد: تا حالا سه روز است شما را اينجا مي بينم کاري داريد؟جريان گم شدن پولم را به او گفتم و او نيز علاوه بر خرج توقف يک ماهه ام در مشهد، پول سوغات را نيز به من داد وگفت : "پس از يک ماه قرار ما در فلان روز ، فلان ساعت ، آخر بازار سر شور ، در ميدان سر شور باش تا ترتيب رفتن تو را به سوي شهرت بدهم ."

از او تشکر کردم و آمدم و يک ماه گذشت زيارت وداع کردم و سوغات هم خريدم و خورجين خود را برداشتم، در ساعت مقرر در مکان مورد توافق حاضر شدم درست سر ساعت بود که ديدم آقا تقي آمد. گفت: " آماده رفتن هستي گفتم آري .گفت : بسيار خوب بيا! بيا ! نزديکتر ! رفتم.

گفت: خودت بهمراه هر چه داري بر پشتم بنشين . پرسيدم مگر کول شما ممکن است؟ گفت آري ! نشستم.

ناگاه ديدم آقا تقي گويي پرواز مي کند و من هنگامي متوجه شدم که ديدم شهر و روستا هاي ميان مشهد و آذر شهر به سرعت زير پايم مي گذرد.

پس از اندک زماني خود را در صحن منزل خود در آذر شهر ديدمو دخترم در حال غذا پختن بود.

آقا تقي خواست بر گردد دامانش را گرفتم...

                                                                      از کتاب روياهاي صادقه . ص  142موسي خسروي .

 

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢۳
تگ ها :

Physical body transportation

هوديني کيست؟

 

هاري فايس(Harry Faice) که مشهور به هو ديني بود در سال 1874 م. متولد و در سال 1926 م. وفات يافت گفته اند که او يک مِديوم روحي شعبده گر  بوده زيرا او با موهبت مِديومي خود تجارت مي کرد و امتياز اين شخص فقط در مهارت مديومي وي بود که ”سِر آرتور کونان دويل“ محقق معروف روحي درباره ي او مي گويد: پس از اينکه من شخصاً با هوديني تماس گرفتم بيشتر اوقات ظواهر مديومي او را در آمريکا و اروپا دانستم که اين شخص بسيار جسور است و کارهاي جسورانه انجام ميدهد که يکي از آنها انتقال از يک هواپيما به يک هواپيماي ديگر بود  که هر دو آْن هواپيماها در ارتفاع (3 هزار پايي) حرکت مي کردند و هوديني به حالت دست بسته با جسد فيزيکي از اين هواپيما به داخل آن يکي منتقل ميشد.

به هر حال هوديني براي آزمايشات ظواهر روحي بسيار آماده شد حتي در اداره ي اسکاتلند يارد انگلستان آزمايش داد بدين نحو که دستهاي او را دستبندهاي بسيار، محکم نمودند و او در ظرف چند ثانيه دستهايش را از داخل دستبند ها  بيرون آورد.

هنگامي که در هلند بود او را در يک صندوقي از مقواي محکم گذاشتند و در آن را محکم بستند و مهر و موم کردند هوديني به آساني از داخل صندوق بيرون آمد بدون اينکه به صندوق لطمه بخورد و يا مهر و موم آن به هم بخورد و ... ...                                 

                                                  

از کتاب انسان روح است نه جسد ج۱ ص ۴۹۷

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢۳
تگ ها :

شرايط معبر

سلام:

آن شرايط عبارتند از: ۱- خير خواه باشد ۲- عليم و دانا باشد ۳- دشمن و کينه توز و منافق نباشد. زيرا انها  چنان تعبير مي کنند که موافق خواسته خود آنها است معبر بايد قدرت تشخيص زيادي داشته باشد. موقعيت خواب بيننده را بشناسد که در تعبير خواب مؤثر است. شخصي خدمت حضرت صادق(ع) رسيد و گفتخواب ديدم که خورشيد از سر و بدنم طلوع کرده امام عليه السلام خوابش را تعبير کرد. اما او گفت مي گويند خورشيد اقتدار ملک و مملکت است. فرمود: تو از آنها که خليفه مي شوند نيستي و نه سابقه خلافت در آباء و اجدادت وجود داشت. کدام خلافت و فرمانروايي بهتر از اين است که نور ايمان داشته باشي که به اميد آن وارد بهشت شوي. آنها در علم تعبير اشتباه مي کنند عرض کردم صحيح مي فرماييد.

تشخيص موقعيتيکي از شرايط مهم تعبير است ملاحظه مي کنيد امام عليه السلام خواب دو نفر را که يک نوع خواب ديده بودند چگونه تعبير و تفسير مي فرمايد هر دو خواب ديده بودند مشغول رفتن به کربلا هستند. يکي اذان مي گويد و آن ديگري نيز اذان گفت.

به اولي فرمود تو به مکه خواهي رفت. با استفاده از ايه" وَ اَذِنَ في النّاسِ للحَجِّ يا توُک َرُجالا" به دومي فرمود دزدي خواهي کرد با استفاده از " و اذن مؤذن يا ايتها العير انکم لسارقون" تشخيص اين موارد و فرق بين آن دو گذاشتن، فقط در اختيار معصوم است اينها نکات و وقايعي است که افراد عادي سر از آن در نمي آورند مسئله ديگر که اهميت به علم تعبير مي دهد و اطلاعات ما را در علم. تعبير بسيار کم و کوتاه نشان ميدهد تشخيص موقعيت خواب بيننده است و تطبيق تعبير با مورد خاص است امام صادق (ع) فرمود: کسي که در خواب ببيند داخل حرم کعبه شده ولي مي ترسد، او ايمن خواهد بود که خداوند در قرآن کريم مي فرمايد " حَّرماً آمِنّا" .

معلوم مي شود يکي از طرق تعبير تطبيق با آيات قرآن است و در مورد کسي که خود را در شام ببيند فرمود برکات و نعمتهايي به او ميرسد که در قرآن کريم مي فرمايد: " و جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ القري التي بارَکنا فيها" منظور شام است. و از اين داستان تطبيق با آيات را بسيار مؤثر مي نمايد.

گويند مهدي پسر منصور دوانقي در خواب ديد رويش سياه شده به معبران مراجعه کرد گفتند. ما از تعبير اين خواب عاجزيم. خوب است ( ابراهيم بن عبدالله) کرماني را احضار کنيد و از او تعبير بجويي مهدي همين کار را کرد. ابراهيم گفت خداوند به تو دختري خواهد داد. از او پرسيدند به چه دليل مي گويي؟ گفت به دليل اين آيه "وَ اِذا بُشِّرَ اَحَدُهُم بالانثي ظلّ وجهه مسوداً و هو کَظيم"(سره نحل، آيه 58) در همان روز براي او دختري متولد شد مهدي ده هزار درهم به او بخشيد و هزار درهم ديگر هم موقع تولد بخشيد.

يکي از آقايان علماء مي فرمايد: شخصي به من مراجعه کرد و خوابي را نقل نمود که تعبير آن خواب به دزدي اشاره داشت " مثل اذان گفتن" اما من او را مرد دزدي تشخيص ندادم و خيال مي کردم آدم خوبي است. بالاخره گفتم ممکن است بدت بيايد اين خواب تو دليلي است بر اينکه سرقت کرده اي.

گفت آقا همينطور است . مادر زن و پدر زنم رفتند مسافرت. من خانه آنها را نگه مي داشتم يک روز رختخواب را باز کردم ديدم داخل رختخواب مقداري طلاآلات است. برداشتم اما بعد از برگشتن از مسافرت احتمال نمي دادند . که من باشم ديگري را متهم کردند. که الان او در محاکمه است گفتم: به هر صورت بايد يک کاري بکني لااقل ديگري را از اين گرفتاري خارج کني.

البته اتفاقات خيلي زياد است که به تدوين و نگارش نياز نيست ولي ما به اين مقدار فعلا بسنده مي کنيم.

از دارالسلام،ج۴، ص ۳۷۲

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٢
تگ ها :

مهمترين اثر رؤيا

سلام:

خويشتن شناسي و ايمان و اعتقاد به وجود روح غير از بدن است که با رؤيا کاملا اين اعتقاد، راسخ مي شود، با اينکه کيفيت روح را نمي تواند درک کند، اما آثارش به وسيله حرکت هاي روحي کاملا مشهود است. بدن که در خواب چون مرداري افتاده است، اما رفتن انسان در خواب به محل هايي که سابقه ي آنها را نداشته و ديدن آثاري که کشف بعضي از حقايق را براي او نموده، او را ملزم مي کند که معتقد به خداوند يکتا شود که " لا تُدرِکُهُ الابْصار و هُو يُدْرِکُ الابْصار" چشم ها او را نمي بيند اما او چشم ها را مي بيند.

طبيبي هندي با حضرت صادق(ع) بحث مي کرد گفت: شما مطالبي را ارائه داديد که از کسي تا کنون نشنيده بودم، اما اينها موجب اقرار و اعتراف واقعي نمي شود. دليل ديگري طلب نمود.

اما عليه السلام فرمود: بسيار خوب، از داخل بدن خودت استدلال مي کنم مگر تو در خواب نمي بيني که غذا مي خوري و آب مي نوشي،‌لذت اين خوردن و آشاميدن را درک نمي کني؟ گفت: چرا

فرمود: در خواب نمي خندي؟ گريه نمي کني؟ در شهر از اين طرف به آن طرف نمي روي، با اينکه قبلا آنجا ها را نديده اي؟ گفت بسيار زياد، فرموده مگر خويشاوندان خود را از قبيل پدر، مادر، برادر و خواهر، که قبلا فوت شده اند، را در خواب نمي بيني؟ با آنها حرف نمي زني، غذا نمي خوري و... اين ادراک، در خواب به وسيله کداميک از حواس توست.

گفت: چه بگويم بدن که مثل مرده افتاده است. نه مي شنود و نه مي بيند. فرمود مگر بعد از بيداري جريان خواب را کلمه به کلمه حفظ نيستي و براي ديگران نقل نمي کني؟!

گفت همينطور است، گاهي چيزي در خواب ديده ام که تا شب در بيداري همان را مي بينم. فرمود کداميک از حواس بدن موجب ثبت جريان خواب شده اند، که به خاطرات مانده. جواب داد اين روح است که خداوند در آن عقل را نهاده همان عقلي که به وسيله آن حجت را بر مردم تمام کرده که ادراک مي کند. بالاخره امام صادق (ع) با استدلال به وسيله رؤيا ثابت مي کند که حاکم در بدن روح است و اوست که بعد از مفارقت از بدن نيز پايدار است.

 

- بحارالانوار ج۳، ص۱۶۸

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢۱
تگ ها :

خواب ديدن

سلام:

 

"خواب ديدن": مي گويند فعاليتي است نا خوداگاه يعني فعاليتي خارج از کنترل شعور و آگاهي است  اما علت اين فعاليت چيست و از کجا منشاء مي گيرد به اختلاف نظر داده شده است.

 در معاد استاد فلسفي ج1، ص141 عقيده فرويد را در مورد رؤيا چنين مي نويسد: فرويد رؤيا را رابطه اي بين ضمير باطن و ظاهر، يا حيات پنهان و آشکار، خواستههاي سر کوفته، تمايلات واپس مانده، شهوات اقناع نشده و کينه ها و دشمني ها و ... مي داند.   به نظر او، رؤيا به هيچ وجه مربوط به آينده ي مجهول نيست و از فرداي نيامده خبر نمي دهد، بلکه مربوط به ايام طي شده و خوب و بدهايي است که بر انسان گذشته است.

نظريه فرويد و ساير پژوهشگران مادي، صحيح است. اما يک قسم از رؤيا مي شود. و فقط قسمتي از انواع رؤيا را تعبير مي کند. که در روايات اسلامي نيز بيان شده است ولي دو قسم  ديگر از رؤيا، هرگز با چنين تعريفي تطبيق نمي کند ديدگاه اسلام از بعضي جهات از ديدگاه هاي ياد شده مادي درباره ي رؤيا در بعضي مشابهت دارد ولي از بعضي جهات متفاوت است. مثلا اسلام به سه نوع رؤيا اعتقاد دارد که ديدگاه مادي از درک آن قاصر است. رسول اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايد: الرؤيا علي ثلاثة 1- بشري من الله 2- تحزين من الشيطان 3- و الذي يحدث الانسان به نفسه فيراه في منامه

رؤيا سه نوع است. اول: بشارت از جانب خدا. دوم محزون نمودن از طرف شيطان سوم نوعي رويا که از حديث نفس به وجود مي آيد که در خواب انسان مي بيند.

با يک توجه، کاملا مشهود است که نوع سوم رؤيا " الذي يحدث الانسان به نفسه فيراه في منامه" همان نوعي خوابي است که مورد نظر و توجه روان شناسي است اما دو نوع ديگر، خارج از قوه درک روان شناسي امروز است.

امام صادق(ع) نيز مي فرمايد: الرؤيا علي ثلاثة وجوه 1- بشارة عن الله للمومن 2-و  تحزين من الشيطان و اضعاث احلام  رؤيا سه نوع است: اول بشارت است براي مؤمن دوم: حزن و اندهي که شيطان در خواب براي انسان به وجود مي آورد. نوع سوم خواب هاي پوچ و آشفته.

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢٠
تگ ها :

خواب و رؤيا

سلام:

 

يکي از نياز هاي زيستن انسان، خواب است که ارضاء اين غريزه، امر ضروري است و اقدام به تأخير انداختن آن ممکن نيست، نيازهاي جسمي انسان، قابل تاخير هستند. مانند نياز جنسي و يا خوراکي اما تحقيقي که از طريق آزمايش نشان داده است، دو روز نخوابيدن موجب هذيان گفتن مي شود و ادامه آن تا چهار روز باعث از دست دادن حافظه مي گردد. و به مدت يک هفته به طور کلي فرد را از فعاليت مي اندازد مهمترين شکنجه ها براي شخص، وادار به  بي خوابي و جلوگيري از خوابيدن است که بدن تحمل آن را ندارد در احاديث اسلامي نيز همين نظريه صريحاً ذکر شده . امام صادق (ع) مي فرمايد: ستة ليس للعباد فيها صنع: المعرفة و الجهل. والرضا و الغضب و النوم و اليقطه(خصال صدوق ،ج۱،ص ۲۸۹)

در شش مورد است که مردم در آنها نقشي ندارند و از توانشان خارج است . ۱- معرفت که افاضه خدا است . ۲- جهل پرده هاي ناداني و جهالت ۳- خوش آمدن از چيزي ۴- خشم گرفتن از چيز ديگر ۵- خواب ۶- بيداري. قرآن کريم نيز مي فرمايد " و جعلنا نومکم سباتا " (سوره نباءآيه9) خواب شما را ، مايه آرامشتان قرار داديم.

در تفسير نمونه ذيل آيه مي نويسد: با اينکه يک سوم زندگي انسان را خواب تشکيل مي دهد، هنوز اسرار خواب به خوبي شناخته نشده حتي اينکه چه عامل سبب ميشود که در لحظه اي معين، بخشي از فعاليتهاي مغزي از کار مي افتد و سپس پلک چشمها بر هم آمده و تمام اعضاي تن، در سکون و سکوت فرو ميرود، هنوز به درستي روشن نيست ولي اين مسئله روشن است که "خواب" نقش عظيمي در سلامت انسان دارد. پزشکان رواني تلاش مي کنند که خواب بيمار خود را تنظيم کنند. چرا که بدون آن تعادل رواني از بين مي رود و معالجه بيمار ممکن نيست.

خلاصه اين تحول و دگرگوني عجيبي که به نام "خواب" براي انسان پيدا مي شود. شگفتي زيادي دارد که آن را شبيه يک معجزه مي دانند .

از نظر پزشکي نوعي ترشحات شيميايي خاصي است که در مغز جمع مي شوند به گونه اي که عدم ارضاي اين نيازها، انسان را گرفتار انواع آسيب ها مي نمايد.

بعضي علت خواب را عاملي فيزيکي مي دانند که انتقال خون از مغز، به قسمت هاي ديگر بدن، اين پديده را به وجود مي آورد و براي اثبات عقيده خود از تختخواب مخصوص استفاده مي کنند به نام تختخواب ترازويي.

بعضي عامل عصبي مي دانند . که سيستم فعاليت عصبي ويژه اي در مغز موجود است که حکم گاز اتومبيل را دارد بر اثر خستگي خاموش ميشود.(تفسير نمونه ،ج۱۶ ص۴۵)

پس هنوز عامل اصلي خواب به طور مسلم تشخيص داده نشده ولي از نظر اسلام، ارضاي آن يک ميزان خاص و بيش از حد ارضاي آن موجب نتيجه اي کاملا متضاد مي گردد. به اين معني که خواب وسيله اي است صرفا براي وظايف ديني که بستگي به نياز دارد و اگر در آن زياده روي شود نتيجه منفي خواهد داشت.

امام موسي کاظم (ع) مي فرمايد: " ان الله عزوجل يبغض العبد النوام الفارغ" خداوند از آدم بي کار، پر خواب، بدش مي آيد امام صادق (ع)‌ مي فرمايد: " کثرة النوم مذهبة للدين و الدنيا" خواب زياد، دين و دنياي انسان را از بين مي برد.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٩
تگ ها :

اهميت تعبير رؤيا

سلام:

تعبير و تفسير رؤيا از مشکلترين مسائل مورد نياز مردم است بالاخره ناگزير و گاه و بيگاه انسان خواب هاي مبهمي مي بيند که چاره ايي جز تعبير واقعي ندارد. اما اين تعبير و تفسير را چه کسي مي تواند بکند و آيا به هر کس مي توان اعتماد کرد؟ و حرف هر کس در اين مورد قابل اعتماد است ؟ اين مسئله ايست که بايد بررسي دقيق شود . و معبرين واقعي شناخته شوند تا به ايشان مراجعه کنند . ضمنا بايد بررسي گردد که آيا قاعده ايي براي کيفيت تعبير هست که بتواند به آن قاعده و قانون اعتماد کرد.

اينک ملاحظه کنيد در يک خواب چه اختلاف تعبيري بوجود مي آيد حالا بايد ديد کدام تعبير صحيح است . وقتي فرعون زمان حضرت يوسف به نام "وليدبن ريان" که پادشاه اصلي مصر، او بود و عزيز مصر وزيرش محسوب مي شد. آن خواب را براي اعيان مملکت خود نقل کرد. که ديد هفت گاو فربه از يک نهر و رود خارج شدند و هفت گاو لاغر، که از نهري خشک خارج شدند هفت گاو چاق را خوردند و هفت خوشه گندم دانه بسته و عالي ديد اما هفت خوشه ديگر، خشک که بر آنها پيچيده بود.

اطرافيان فرعون گفتند : اينها خواب پوچ و آْشفته است ما تعبير چنين خواب هايي را نمي دانيم.  اما ديديم به معبر واقعي که مؤيد به تاييد خداوند و مطلع از واقعيات با افاضه ي خداوند بود، که رسيدند براي آنها چه تعبير مهمي کرد و با همين تعبير جان مردم آن مرز و بوم را از خطر مرگ قحط و غلا ، نجات بخشيد يوسف عليه السلام گفت: هفت سال مثل سالهاي قبل زراعت خواهيد کرد . محصول بر مي داريد. ولي هفت سال متوالي دچار کمبود آب و محصول کم خواهيد بود. بايد از اين سالها رخاء و فراواني براي سالهاي قحط و غلا نگه داريد و مقداري نيز براي بذر و کاشتن نگهداري کنيد تا بتوانيد نجات يابيد.

چنانچه ملاحظه مي کنيد؛ حضرت يوسف (ع) برنامه ي اقتصادي يک مملکت تا چهارده سال بحراني را توضيح مي دهد. که فرعون تحت تاثير تعبير صحيحي و در عين حال مسلم او قرار مي گيرد و تقاضا مي کند يوسف زنداني را آزاد نموده بياورند. با همين تعبير به مقامي عالي مي رسد و فرمانرواي مصر ميگردد.

در کافي نقل مي شود: محمدبن مسلم گفت: خدمت حضرت صادق (ع) رسيدم. ابوحنيفه نيز حضور داشت. گفتم آقا يک خواب عجيب ديده ام فرمود کسي که عالم خواب و تعبير است اينجا نشسته،و رو به ابوحنيفه کرد. خواب خود را براي او نقل کن!

گفت در خواب ديدم وارد خانه ام شدم . زنم از خانه خارج شد گردوي زيادي را شکست و بر سر و صورتم پاشيد. ابو حنيفه گفت: تو چند روزي با خويشاوندان زنت در ارث اختلاف خواهي داشت. اما بعد از يک گرفتاري زياد به حاجت خود ميرسي امام عليه السلام فرمود:والله درست (به خطا) رسيدي. ابو حنيفه از جا حرکت کرد و رفت.

ابو بصير گفت: آقا از تعبير او خوشم نيامد فرمود: ناراحت نشو تعبير او با تعبير ما فرق دارد.

پس علم تعبير به طوري که از آيات و روايات استفاده ميشود، علم بسيار شريف و با اهميت است که خداوند يکي از دلايل نبوت حضرت يوسف عليه السلام را ، اطلاع از علم تعبير قرار داده . " و کَذلک يَجتنبک ربک و يُعلّمک مِن تَاويل الاحاديثِ " خداوند، تو را انتخاب نمود و به تعبير خواب و تاويل اين وقايع آشنا نمود.

اين علم صد در صد عنايتي است از خداوند که به انبياء و ائمه اطهار عليهم السلام و گاهي به بعضي از فضلا از علما و دانشمندان که آن هم بر اثر مخالفت با هواي نفس و شدت پايداري در راه خداوند داده شده ديگر نمي توان به تاويل و تعبير اين و آن اعتماد کرد بايد دنبال معبري گشت که يا معصوم باشد و يا ارتباط خاص با معصومين داشته باشد تا به تاويل او اعتماد نمايد.

امام صادق (ع) به طربال فرمود: وقتي پادشاه دستور داد يوسف را زنداني کنند. خداوند تعبير خواب را در آنجا به يوسف الهام نمود  که در زندان خواب زندانيان و اطرافيان آنها را تعبير مي نمود.

در حديث ديگر جابر جعفي از امام باقر (ع) نقل ميکند: من از تعبير رؤيا که از دانيال نبي نقل مي شود پرسيدم، که آيا صحيح است يا نه ؟ فرمود بلي صحيح است به او وحي مي شد.

 او پيامبر بود از چيزهايي که خداوند به او آموخته بود تعبير رؤيا بود. پيامبري صديق و حکيم بود به خدا و به محبت ما خانواده اعتقاد داشت. پرسيدم به محبت شما خانواده؟!  قالَ اي وَالله وَ ما من  نبي و لا مَلکٍ الاّ و کانَ يوُمِنُ بمجبتنا "

فرمود آري به خدا قسم هيچ پيامبر و فرشته ايي نيست مگر اينکه دين او به ما خانواده است.(دارلسلام ،ج4،ص327و328)

مرحوم نوري ، در دارلسلام مي نويسد : علم تعبير از علوم انبيا است خصوصا در مورد يوسف صديق و دانيال پيامبر، که يا تصريح دارند و يا با اشاره از قواعد آنها استفاده مي شود. و يا از علومي که به ائمه منتهي مي شود يا کسي که با تهذيب نفس و مخالفت با هواي نفس به چنين مقامي رسيده است.

با اين توضيح معلوم ميشود که رجوع به کتابهاي تعبير فايده ايي ندارد مخصوصا کتابهايي که داخل اين اقسام نباشد با اينکه گاهي بعضي از مطالب آنها ممکن است با واقعيت تطبيق نمايد ولي قابل اعتماد نيست.

اين ادعا را ثابت مي کند فرمايش امام صادق (ع) که به محمدبن مسلم . در مورد تعبير خوابش به وسيله ابو حنيفه فرمود: تعبير آنها با تعبير ما مطابقت ندارد و از ما نيز مطابق آنها نخواهد بود. در نتيجه اعتماد به تعبير ابن سيرين و ديگران که در اين راستا نيستند صلاح نيست . در روايات امام صادق(ع) مي فرمايد: رؤيا مطابق مي شود با تعبيري که اشخاص مي کنند. مثل کسي که پايش را از زمين بلند کرده نمي داند کجا بايد بگذرد، به او اجازه مي دهند فلان جا بگذارد.

 

از کتاب رؤياهای صادقه ، ص۲۳۰

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱۸
تگ ها :

چشمش کور شد

سلام ؛

مرحوم دستغيب در کتاب داستانهاي شگفت انگيز خود به شماره ي 130، ص447 مي نويسد: يکي از بزرگان اهل علم و تقوي نقل کرد؛ يکي از بستگانش در اواخر عمر ملکي خريده بود، از استفاده ي آن زندگي را مي گذراند پس از مرگش او را در خواب ديدند که کور بود سبب کوري را پرسيدند که چرا در برزخ نابيا شده اي؟! گفت: ملکي را که خريده بودم وسط زمين مزروعي چشمه ي آب گوارايي بود که اهالي ده مجاور، مي آمدند، از آن آب بر ميداشتند و حيوانات خود را آب مي دادند. به واسطه ي رفت و آمدشان مقداري از زراعت من خراب مي شد، براي آنکه سودم از مزرعه کم نشود و راه آمد و شد مردم را بگيرم به وسيله ي خاک و سنگ و گچ آن چشمه را کور کردم و خشکاندم. مجاورين به ناچار براي تهيه ي آب به راه دوري مراجعه ميکردند اين کوري من به واسطه کور کردن آن چشمه است. گفتم چاره چيست؟

گفت اگر وارثها بر من رحم کنند و آب چشمه را جاري سازند تا مورد استفاده ي مجاورين گردد حال من خوب مي شود. ايشان نقل کردند من به ورثه اش مراجعه کردم و آنها پذيرفتند و چشمه را گشودند و پس از چندي آن مرحوم را در با حالت بينايي و سپاسگذازي در خواب ديدم.     

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٦
تگ ها :

خواب حضرت رضا (ع)

سلام

محمد بن صدقه گفت: خدمت حضرت رضا عليه السلام رسيدم فرمود ديشب در خواب پيامبر اکرم و علي مرتضي و فاطمه زهرا و حسن و حسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفر بن محمد را در خواب ديدم. آنها مشغول صحبت با خدا بودند گفتم: آقا با خدا صحبت مي کردند.

  فرمود پيامبر من را بين خود و اميرالمؤمنين عليه السلام نشاند آنگاه فرمود: رنج و محنت فرزندانم را مشاهده مي کنم و در مقابل ديد اهل آسمان و زمين است به به چقدر داراي معرفت کامل در حق او دارد به آن خدايي که دانه را شکافت و انسان را آفريد کسي که عارف به حق او (جانشين من باشد) از هر ملک مقرب و نبي مرسل بهتر است. به خدا قسم شريک پيامبرانند در درجه ي آنها.

  پس از آن حضرت رضا (ع) فرمود: اي پسر صدقه! خوشا به حال کسي که محمد و علي صلي الله عليهما را بشناسد. واي بر کسي که گمراه از معرفت آنها شده. آتش افروخته ي جهنم براي آنها کافي است.

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٦
تگ ها :

**

با عرض سلام نظر شما را به چند نکته جلب می کنم:

 

اين تعبيرات در ظرف چند روز تا دو ماه در ميان رويدادهاي زندگي روزمره خواهد بود، مي آيند و مي گذرند گاهي آنها درباره ي صحنه هاي بسيار ظريف و  لحظه هاي عادي و خاص زندگي هستند. جالب است بدانيد که زبان رؤيا در تمام آحاد بشر مشترک است (يعني بين المللي است) علم تعبير خواب علم کنايه ها و اشاره هاي محيط اطراف است مثلا آب تعبير بر علم و زندگي است يا پول مي شود زيرا داريم: همه چيز با آب زنده است. بطوري که آقاي اينيشتين مي گويد: رويدادهاي زندگي شبيه به ايستگاههاي قطار هستند که از قبل وجود دارند ما به سوي آن حرکت مي کنيم

و اين يعني تغدير يا سر نوشت که ما مقداري در آن اختيار داريم( در لحظات تصميم گيري)‌اين زبان رؤياها بايد ترجمه شود. ولي جهالت گاهي باعث سو ء فهم افراد شده است. مردم در طول تاريخ از اين زبان آگاه نبوده اند و هميشه برداشتهاي غلط و بدي از آن داشته اند، في المثل، آقاي فرويد درباره ي خوابهاي جنسي گفته اند که آنها بدليل سرکوب غرايز جنسي هستند و بنا براين افراد زيادي را گمراه کرد. مثلاً گاهي خانمها رؤيا مي بينند که با همکار يا فرد ديگر رابطه داشته اند و بنظرشان سوء فهم ميشود که شايد تمايلي دارند.

در حاليکه اين رؤيا بمعني آن است که آن همکار يا فرد ديگر لطفي در حق او مي کند يا حاجتي براي او بر آورده مي سازد و و بعضي نيز رؤيا ديده اند که با همان جنس رابطه داشته اند و در طول تاريخ رابطه با همجنس را اختراع کردهاند در حاليکه در حيکه معني آن اين بوده است که آن شخص لطفي مي کند يا حاجتي برآورده مي کند. همچنين بعضي مردان رؤيا مي بينند که همسرشان با مرد ديگري بود و معناي آن را نفهميدند يا خانمها رؤيا ديده اند که شريک زندگيشان با زن ديگري بود و باز هم نفهميدند که معناي  آن فغط انجام حاجتي يا لطفي بوده استو معاني ديگر. حال مي بينيد که چه فجايع تاريخي در اثر سوء فهم اين زبان رخ داده اند .


 

جدول زماني تعبير شدن :

 

رؤياي ظهر يا دقيقاً نيمه شب در همان روز اگر چند دقيقه از ظهر گذشت روز بعد. رؤياهاي ساعت 4-3 بعد از ظهر2-1 ماه. رؤياهاي ساعت 11-10 صبح 30-15 روز بعد. رؤياهاي در غروب آفتاب اغلب آشفته هستند و صادق نيستند رؤياهاي آشفته تعبيري ندارند. رؤياهاي رؤياهاي ساعت 5-4 صبح ظرف چند روز تا دو ماه. بعضي رؤياها در کتب مقدس (مانند رؤياي حضرت يوسف که ماه و خورشيد و 11 ستاره بر او سجده سجده کردند) پس از 20 سال تعبير شد. رؤياي زندانيان فرعون در همان روز و پس از 7 سال تعبير شد.

رؤياي فرعون درباره ي 7 گاو لاغر و 7 گاو چاق از سال بعد تا 14 سال تعبير شد. البته بايد بدانيد که انواع مختلفي از رؤيا ي وجود دارد، مانند  مانند رؤياهاي آشفته که تعبير ندارند، رؤياهاي "از قبل ديده" يا   "deja  vu" ، "رؤياهاي علت" که علتي مانند گرما يا سرما يا ترس باعث آنها شده. و يا رؤياهايي که غذا ها يا نوشابه هاي بد باعث آنها شده و نيز  رؤياهاي روانشناسي مانند رؤياهاي الهام.

 


 

کتاب شناسي:

 

1- اصول رؤياها، دانيال نبي (ع)

2- تقسيمات رؤياها، امام جعفر صادق (ع)

3- کليات رؤيا ها، محمدبن سيرين

4- راهنماي رؤياها: جابربن حيّان

5-تعبيرات: ابن اشعث

6- تعبيرات کامل: حبش تفليسي

7- گنجينه ي رؤياها: عبدالسلام

 

والسّلام

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٤
تگ ها :

باز هم بدهکاری

سلام

مرحوم ثقه امين ، حاج عبدالعلی سلام تبريزی از قول حاج عباس آيينه چی برايم نقل کرد که خواهر حاج عباس شبی مرحوم پدرش حاج کاظم را در خواب ديد فرمود : به برادرت عباس بگو من ۱۵ تومان به قصاب بدهکارم عباس خودش او را می شناسد. بايد پول را به او بدهم . پرسيدم کدام قصاب ؟ گفت تقی برادر ديگرت نيز او را می شناسد. از خواب بيدار شد. آنچه ديده بود برای برادرش نقل کرد.

تقی رفت و از دو نفر قصاب که پدرش از انها گوشت می خريد پرسيد : آيا از پدرم طلبی داريد ؟ گفتند: نه- حاج عباس به قصاب ديگری به نام جواد که پدرش از او هم گوشت می گرفت مراجعه کرد. آيا پدرم به شما پولی بدهکار است.

قصاب گفت مگر چه  شده؟  اتفاقی افتاده؟ گفت بلی آن مرحوم به من ۱۵ تومان بدهکار است. ولی من از آن صرفنظر می کنم. از من گوشت خريد ، وعده داد پس از دو روز ديگر پول را به من بدهد. حاج عباس با اصرار پول را به قصاب داد و به او گفت پدرم در خواب اين بدهکاری خود را به من خبر داده. و امر کرده به شما بپردازم . مرگ مانع شد که خودش بپردازد زيرا يک روز بعد از خريد گوشت از دنيا رفت.

جواد قصاب از شنيدن اين مطلب شروع به گريه کرد و فکر حال و عاقبت کار خود افتاد.  

از خواب های هشدار دهنده قيامت،ک رؤيای صادقه،ص۱۱۹

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱۳
تگ ها :

ارتباط در عالم ارواح

سلام

دو برادر در يک وقت و يک ساعت در داخل حمام به خاطر انفجار گاز خفه شدند. پدر آنها که در منزل به خواب رفته بود می بيند که پسرانش در ميان حمام يکديگر را در آغوش گرفتند. و به اسمانها پرواز کردند.

فرياد زدم که همان فرياد موجب بيداريم از خواب شد. صبر کنيد منهم گفتم بيايم گفتند : نه تو به جسدت تعلق داری تو به دنيا برگرد از خواب بيدار شدم بعد از ساعتی به من خبر داد ند که هر دو پسرت در حمام خفه شدند. شب بعد که از فراق فرزندانم به خواب رفته بودم دوباره همين منظره را در عالم رويا ديدم ولی اين بار ا»ها به من گفتند تو را با خود می بريم به شرط انکه هر وقت گفتيم برگرد بدون معطلی برگردی. من هم قول دادم و با آنها پرواز نمودم تا آنکه به جايی رسيدند که در انجا ارواح زندگی می کردند هر کدام از انها با انکه جمعيتی زياد بودند يک قصر و يک باغ بزرگ داشتند جويهای شير و عسل در آنها جاری بود در يک لحظه انسان می توانست همه ارواح را ببيند و با همه تماس بگيرد همه به استقبال تازه واردها می امدند ملائکه هم مانند خدمتگزار در خدمت ارواح بودند. ارتباط آنها با خدا به نحوی لذت بخش بود که به من گفتند تا رسما به عالم بعد از دنيا وارد نشوی متوجه آن لذتها نميگردی با وجود اين آنقدر لذت بردم که فراموش نمی کنم . گفتم : خوشا به حال شما که هميشه با اين لذتها هستيد. من در آنجا غريب بودم اگر کسی می خواست با من حرف بزند با احتياط حرف ميزد اسرارشان را از من مخفی ميکردند به خاطر پسرانم مرا به انجا راه داده بودند. بالاخره همانطوری که با آنها از آسمانی به آسمان ديگر و از بهشتی به بهشت ديگر میرفتم. به جايی رسيدم که ملکی جلو مراگرفت و گفت حق نداريد از اينجا جلوتر برويد . پسرانم رفتند و من از خواب بيدار شدم.

از کتاب سرگذشت عجيب ارواح ، ص ۲۰۱

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٢
تگ ها :

خواب حضرت زهرا عليهاالسلام هنگام شهادت

سلام

در کتاب وفات حضرت زهرا (س) می نويسد: روايت شده که فاطمه عليها السلام هيچ بيماری نداشت جز فراق پيامبر (ص). يک روز اميرالمومنين (ع) پيش زهرا عليها السلام آمد. دی برای نان پختن خمير کرده و مقداری و مقداری گل برای شستن سر حسن وحسين عليهما السلام در آب ريخته است. گفت: دختر پيامبر! تا حالا نديده بودم به دو کار دنيا در يک روز بپردازی اين عمل عمل شما بايد يک علتی داشته باشد. زهرای مرضيه عليها السلام شروع به گريه کرد اشکهايش پياپی بر صورت ريخت.

قالَتْ يا أميرالمُؤمنين هذا فِراقِ بينی و بَيْنِکَ. گفت جدايی من و شما رسيده. ديشب در خواب پدرم را ديدم که بالای يک بلندی ايستاده به راست و چپ نگاه می کند. منتظر يک نفر است گفتم بابا جان! رفتی و مرا تنها گذاشتی روز و شب و صبح و شام برايت گريه می کنم. نه غذا برايم لذت دارد و نه خواب.

گفت فاطمه جان! من اينجا به انتظار ايستاده ام . گفتم منتظر چه کسی هستی؟ فرمود منتظر تو‌أم. هنگام فراق تمام شد. شبهای غم اندوه پايان يافت. مرگت فرا رسيده سرعت بگير تا ببينمت. ريسمانهای بدنت را پاره کن و خود را به فضای عالم بالا برسان. از دنيای خراب خارج شو و به آخرت آباد بشتاب.

 يا فاطِمَة عَجُلی فَاِنّی فی انْتظارکَ لا ابْرَحَ مِن مکانی حتّی انْتَ تَاْتی فَاَسْرَعی و سَاْخْبرکُ يا ابتنی انَّ وَقْت وَصلِکِ الی فی ليلة القابله.

فرمود فاطمه جان عجله کن من از اينجا تکان نمی خورم تا تو بيايی زود بيا! متوجه باش هنگام وصال و ديدار تو فردا شب است فاطمه زهرا عليها السلم به علی مرتضی (ع) فرمود: اين خواب را که ديدم يقين کردم هنگام جدايی من و تو شب آينده است. 

دارالسلام، ج۱ ،ص۷۱

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱۱
تگ ها :

توسل مشکل گشا است

با عرض سلام و تسليت به مناسبت شهادت خانم فاطمه زهرا(س)

آقای مير سيد موسوی که از خدام حرم حضرت رضا (ع) بود گاهگاهی به زيارت ائمه ی عراق نيز مشرف می شد گفت يک شب در کاظمين سيد صالح به من گفت خوشا به حال تو که خادم حضرت رضايی. من به برکت ايشان تمام کار دنيا و آخرتم روبراه شد آن وقت داستان خود را چنين شرح نمود.

من يک طلبه بودم در مدرسه ی بحرين ، بسيار فقير و تنگدست يک روز از مدرسه خارج شدم چشمم به دختری زيبا افتاد که از حمام خارج شده بود. حمام روبروی در مدرسه بود . چه کنم؟ عاشق و دلباخته او شدم دختر را هم نمی شناختم که دختر شيخ ناصر لؤلؤيی ثروتمندترين فرد بحرين است عشق دختر مرا از درس و بحث انداخت . يک روز ديدم گروهی عازم زيارت حضرت رضا (ع) هستند گفتم : درد مرا حضرت رضا (ع) می تواند دوا کند با آنها به زيارت رفتم. اول ماه رمضان بود. شب در خواب حضرت رضا (ع) را ديدم، فرمود: اين ماه تو مهمان مايی يعد از آن تو را می فرستم به شهرت با حاجت روا شده. ماه رمضان تمام شد. من زيارت وداع کردم و از حرم خارج شدم. وسط پايين خيابان ديدم يک نفر مرا با اسم صدا می زند ايستادم. گفت همين الآن حضرت رضا (ع) را در خواب ديدم فرمود: من آن طلبی که مايوس از وصول آن هستی برايت نقد می کنم به شرط اينکه وقتی از خانه خارج شدی به اولين کسی که بر خورد کردی يک اسب با ده دينار به او بدهی. اينک به دستور حضرت رضا (ع) آنچه فرموده به تو می دهم. من گرفتم و به راه افتادم وقتی به طرق رسيدم ديدم يک تاجری آنجا مانده چون راه بسته بود. همان شب در خواب حضرت رضا (ع) را ديده است او فرموده: اگر منافع آن پانصد دينای که خودت می دانی بدهی به سيد بحرينی که فردا با اين مشخصات خواهد آمد تورا سالم به شهر و ديارت می رسانم. و شفيع تو در روز قيامت خواهم بود.

مرا که ديد خوشحال شد با او تا اصفهان رفتيم. در اصفهان به من صد دينار داد. من  از اصفهان مقداری لوازم ازدواج را خريداری کردم و جانب بحرين را در پيش گرفتم. بالاخره وارد مدرسه شدم فردا ديدم شيخ ناصر با خدم و حشم خود وارد مدرسه شد. همينکه مرا پيدا کرد خود را به قدمم انداخت و  شروع به بوسيدن نمود. اما من نگذاشتم گفت چطور دست و پايت را نبوسم که به برکت تو جزء کسانی قرار گرفته ام که حضرت رضا آنها را شفاعت ميفرمايند.

من ديشب در خواب ديدم حضرت به من فرمود: اگر آرزوی شفاعت مرا داری فردا برو به فلان مدرسه و فلان اتاق آنجا سيدی است بحرينی که از زيارت من تازه برگشته دخترت را به ازدواج او درآور که او از من اين حاجت را خواسته من شفيع  تو خواهم بود در روزی که مال و فرزند سودی نمی بخشد .

 دخترش را به ازدواج من درآورد. و بعدها حضرت رضا (ع) را در خواب ديدم فرمود: برو به نجف. در نجف يک سال ماندم فرمود برو به کربلا و يک سال در کربلا باش و يک سال هم در کاظمين بعد هر چه دستور می دهم انجام بده اينک من منتظر دستور ايشانم.

از کتاب دارالسلام ،ج۱،ص۲۶۹  

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٠
تگ ها :

 

با عرض سلام نظر شما را به چندی از تعبيرات ابن سيرين جلب ميکنيم :

...مردی نزد ابن سيرين امد و گفت : در خواب ديده ام که سر مشکی را بسيار محکم ميبندم . ابن سيرين پرسيد : خودت چنين خوابی ديده ای؟ مرد گفت : بلی. ابن سيرين رو به حضار مجلس کرد و گفت : معلوم می شود اين مرد بچه ها را خفه ميکند. بعد از آنکه صدق گفتار ابن سيرين ظاهر شد بيننده ی خواب را به حاکم تسليم کردند.

...و شخصی به ابن سيرين گفت : در خواب ديده ام که مردی را هر دو دست بريدند ٬ و مرد ديگری را به دار آويزان کردند . ابن سيرين فرمود : حاکم شهر را معزول می کنند و ديگری را به جای او نصب خواهند نمود . اتفاقا همينطور شد.

...شخصی در خواب ديد که چشم راستش از قفا برگشت و چشم چپش را بوسيد . ابن سيرين گفت : تو دارای دو پسر هستی که يکی از آنها با ديگری لواط ميکند. آن شخص درصدد برامد و صدق گفتار معبر بر او کشف شد.

...شخصی به ابن سيرين گفت : در خواب ديدم کبوتر سفيدی بر ديوار مسجد مدينه ی منوره نشسته بود ٬ باز شکاری آمد  و آن کبوتر را صيد کرد . ابن سيرين گفت : اگر راست گفته باشی حجاج بن يوسف دختر عبدا... جعفر را تزويج خواهد کرد . زيرا کبوتر در خواب زن است و سفيدی به زيبايی و جمال تعبير ميشود و من در مدينه زنی را به نفاست و شرافت دختر عبدا... جعفر سراغ ندارم و از باز شکاری به حاکم ظالم و ستمگر تعبير ميشود و در بين حکمرانان ظالم تر از حجاج کسی را نميشناسم.

...فقيری در خواب ديد پا بر بال جبرئيل نهاده و نماز ميگذارد . خواب را نقل نمود و معبر فرمود : گويا روی قرآن ايستاده ای و نماز بجای می آوری . او درصدد تحقيق برامد و در زير فرش نمازش ورقی از قران را يافت.

...شخصی به ابن سيرين گفت : خواب ديدم که مرغی آمد و بر درختی نشست و تمام شکوفه های آنرا خورد و سپس پرواز کرد. ابن سيرين از شنيدن آن خواب متغير شد و گفت : اين نشانه فوت علماست. و در همان چند روز «حسن بصری» و «فرزدق» شاعر و چند نفر ديگر از فقها که در مدينه منوره متوطن بودند از دنيا رفتند.(زينة المجالس. صفحه ۲۳۶

... بيماری به ابن سيرين گفت : در عالم خواب کسی به من گفت برای شفای خود «لا ولا» بخور که خوب ميشوی . ابن سيرين فرمود : برو زيتون بخور که خداوند درباره ی آن فرموده :لا شرقية و لا غربية.

 والسلام

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٩
تگ ها :

قسمت دوم

 

**نكته دومی

 كه در اين تحقيق سه ساله در پايگاه هاي خارجي مشخص شد ( علاوه بر

بين المللي  بودن تعبير خواب ابن سيرين ) . مسئله خواب هاي روابط جنسي است كه در اين پايگاه ها چون افراد با نام مستعار و بصورت آزاد و بي پروا مطرح كرده اند روشن شد كه در تعبيرات ابن سيرين, زن براي مرد در خواب شادي و حاجت روايي است همينطور مرد براي زن در خواب و داشتن روابط جنسي دال بر انجام لطفي از سوي طرف مقابل مي باشد.

در مورد خوابهايي كه شبهه روابط هم جنس دارند نيز به همين صورت است يعني يكي از طرفين براي ديگري لطف بزرگي انجام مي دهد. براي مثال در اين پايگاه خانمهايي با ناراحتي از اين كه آيا من Lesbian  هستم خوابي را مطرح كرده اند كه باعث آزار ايشان بوده است پس از تعبير تاييد كرده اند كه بله خانم ديگر كمكم كرد تا كتابم به چاپ رسيد يا در مورد ديگري كه خواب بين شاگرد و مدير مدرسه در امريكا بود تاييد كرد كه خانم مدير با اضافه كردن چند نمره او را از امتحان نهائي معاف داشته است . در مورد آقايان نيز تاييد  كرده اند كه طرف مقابل او را در واگذاري آپارتماني با قيمت نازل كمك كرده است كه اين سوابق و موارد بسيار ديگر در آرشيو پايگاه sleeps به تعداد 8500 رويا موجود است كه البته از اين حجم روياها تعدادي خواب هاي آشفته است و تعدادي نيز خواب هاي علت است كه درد يا عوامل خارجي باعث آنها بوده است .

تا كنون در 70 سال گذشته غربيها سعي داشته اند خوابها را بر اساس روانشناسي و نظرات آقايان فرويد و يونگ و ضماير خود آگاه و ناخودآگاه و سمبلهاي روانشناسي ديگر تفسير كنند و هيچ اطلاعي از اين نوع تعبير خواب نداشته اند . خواب هاي جنسي را نيز بر اثر سركوب غرايز دانسته اند كه بر اثر تكرار اين خوابها به اين اعمال تشويق شده و باعث بد فهمي آنها گشته است.

اين پايگاههاي اطلاعاتي در مورد تعبير خواب به عنوان يك طرح ملي و با پشتيباني چند دانشگاه برقرار شده اند و غرض اين بوده است تا پس از جمع آوري يك ميليون مورد خواب به تحليل آماري آنها به پردازند  . تعداد اين پايگاه ها در سال 1999 به بيش از 6000 پايگاه مي رسيد كه اكنون فقط چند مورد فعال هستند كه با مشاركت متخصصين روانشناسي پا برجا مانده اند.

در ابتدا مشاركت بنده در تعبيرات با اعتراض ايشان رو برو شده و متخصصين اظهار ميداشتند كه ما نمي توانيم بپذيريم كه مغزي از ماورا جهان به ما پيام بدهد و با انكار , اعتراض ايشان روبرو بودم و حتي در يك مورد كه خانمي در رويا ديده بود كه نوزادي بشكل شيطان فارغ شده و بنده به اطلاع رساندم كه صاحب فرزندي ناقص ميشود با اعتراض شديد مسئولين پايگاه روبرو شده و مدعي شدند كه اين نوع تعبير خواب باستاني و كهنه و از رده خارج است ولي پس از مدتي و تاييد افراد ديگر در خواب هاي ديگر مسئله قدري جا افتاد. از سوي ديگري فحاشي و مزاحمت هاي يهوديان نيز گاهي

وجود داشت كه بتدريج بر طرف گرديد .

در كتاب "" حقيقت روح "" اثر دانشمند محترم احمد زمرديان آمده است كه رويا از دو جهت مي تواند ما را راهنمايي نمايد , يكي اصل مسئله رويا و صحنه هايي كه انسان در خواب مي بيند ( خواه وجود خارجي پيدا كند يا نه يعني خواه تعبيري داشته باشيد يا نداشته باشيد )

و ديگر كيفيت و چگونگي خوابها و روياهايي است كه انسان مي بيند و احيانا پرده از حوادث "" موجود"" و گذشته يا آينده بر مي دارد . البته كاري نداريم كه اين صحنه ها مربوط به گذشته يا آينده است ولي به هر حال اين نقشه ذهني محلي لازم دارد كه همانند يك تابلو نقاشي در آن محل پياده شود, و اينكه آيا مي تواند آن محل سلولهاي مغزي باشد, بزودي خواهيم فهميد كه ""نه "" پس محل ديگري لازم دارد كه آن را

 "" روح" " مي ناميم.... حال اگر آن صورتها جزيي باشد به وسيله حافظه با همان صورت خود در نفس باقي مي ماند و قوه مخيله در آن دخل و تصرف نكند اين چنين خوابي راست است ولي اگر قوه مخيله قالب شود و يا نفس از ادراك آن صورت ضعيف باشد قوه مخيله بر حسب طبع خود آنچه را كه نفس ديده است به نماد يا مثالي مناسب تبديل مي كند مانند تبديل شير خوراكي به علم يا مال و دشمن پنهان به مار و پادشاه يا عالم به دريا .

 

والسلام                             ميرورزنده

نام مستعار در پايگاه   :     Varzandeh

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٧
تگ ها :

گزارش دو مورد جديد درباره تعبير خواب در پايگاههاي شبكه جهاني

 

با نظر دكتر غلامرضا ستوده معاونت لغت نامه دهخدا

 

**گزارش دو مورد جديد درباره تعبير خواب در پايگاههاي شبكه جهانی به قرار زير است:

مقدمه :

در قرآن كريم در سوره مباركه يوسف (ع) تعداد يازده آيه راجع به خواب و تعبير خواب است و در سوره هاي مباركه صافات (105) و فتح 27 و اسرا 60 و نيز هر كدام يك آيه در اين باب است كه اگر نسبت 14 آيه به 6236 آيه كريمه را در نظر بگيريم حاكي از اهميت و توجه خاص به اين امر ميباشد.

ابن سيرين از جمله كساني است كه در حدود سالهاي 110 هجري قمري به تعبير خواب مي پرداخته و تعبيرات او مورد توجه بوده و ثبت شده اند البته بعضي از علماي شيعه تعبيرات او را بدليل سنًي بودن او در مورد تاييد قرار نداده اند ولي بنده احتمال مي دهم وي تقًيه مي نموده و از چشمه زلال علم ائمه اطهار (ص) بر خورده است

 

.گزارش :

*قسمت اول

 

بنده در طول مدت 11 سال تعداد 2800 مورد روياي مشخص در 12 جلد را يادداشت كرده و با مراجعه به كتاب ابن سيرين و تعبيرات آن متوجه شدم كه اين تعبيرات كاملا صحيح است سپس مدت دو سال تلفن اينجانب در دسترس آشنايان و فاميل بود كه ايشان نيز صدق تعبيرات اين كتاب را تاييد كردند از سال 1999 ميلادي ابتدا در پايگاه اينترنتي   Dreamtree   كه مقر آن در شمال آمريكا است و از سال 2000 ميلادي در پايگاه اينترنتي  Sleeps   كه مقر آن در مركز آمريكا و از تمام كشورهاي انگليسي زبان, اروپايي, اقيانوسيه و مشرق آسيا به اين دو پايگاه مراجعه مي شود شروع به تعبير خواب هاي مردم اين ملتها نموده و با تاييد تعجب انگيز اين افراد مواجه شدم در پايگاه sleeps بنده 2750  مورد پاسخگو بودم و در پايگاه Dream tree 1000 مورد خواب بر اساس كتاب ابن سيرين تعبير كرده ام كه همگي با تاييد و تحسين ايشان مواجه بود حتي بعضي از ايشان لغت " پيشگو " را در مورد بنده بكار برده اند. ( سوابق اين خواب ها و تعبيرات درارشيو پايگاه هاي فوق موجود است ) كه توضيح مي دادم : اين علمي است بر اساس كنايه ها و نشانه هاي محيط اطراف در زندگي كه بر اساس نقش هر نشانه در محيط و آيات كتب اسماني ترجمه , تفسير و تعبير ميشوند و همانند يك زبان خارجي است كه در ميان تمام اقوام و ملل مشترك بوده و فقط بايد ترجمه شود . براي مثال آب تعبير به زندگي يا علم ميشود و دريا يا اقيانوس تعبير به يك دانشمند يا رئيس جمهور ميشود . كاسه گاهي تعبير به زن مي شود و آب در كاسه تعبير به حيات يا بارداري يك زن مي شود . همچنين درخت تعبير به يك مرد و يا قورباغه تعبير به مردي عاقل و اگر زرد رنگ باشد تعبير به پزشكي عاقل يا مردي عاقل و بيمار ميگردد.

 

 

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۸:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/٢
تگ ها :