اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

خواستگاري براي پدر حضرت مهدي (عج) در خواب

سلام:

 

در کتاب اکمال الدين صدوق بسندش از محمدبن يحيي شياني آورده که: سال 286 قبر حسين غريب رسول الله را زيارت کردم در کربلا و به مدينة السلام بغداد گرائيديم و روز گرم سوزاني بسوي گورستان قريش شتافتم و چون به مشهد امام کاظم (ع)‌ رسيدم و بوي تربت آغشته به رحمت و مغفرت حضرتش را شنيدم، با چشمي گريان بر سر مزارش خم شدم و ناله هاي پياپي کشيدم، اشک چشمم را گرفته بود، و چون گريه ام ايستاد و ناله ام آرام شد و چشم گشودم . پيري که پيشاني و کفش پينه داشت ديدم که به همراهش در سر قبر ميگفت:

برادر زاده ي عمويت بد حال شده و آن دو بزرگوار از مشکلات نهاني و علوم شريفه باو داده اند آنچه را که جز مانند سلمان کسي نداند عمويت آماده ي مرگ است و عمرش را گردانده و از اهل ولايت کسي را نيابيم که اسرار خود را باو بگويم.

من با خود گفتم تو هميشه در رنج و تلاشي و بر دوش شتر و استر بدنبال داشتي و گوشم از اين شيخ سخني شنيد که دلالت دارد بر علم فراواني، گفتم: اي شيخ آن دو بزرگوار کيانند؟

گفت دو اختري که زير خاک در سر من رأي نهانند، گفتم سوگند به ولايت و مقام اين دو امام بزگوار در امامت و وراثت که من خواستار علم و روايت از آنهايم و از خود پيمانهاي مؤکد ميدهم که اسرارشان را نگه دارم، گفت اگر راستگوئي از آثار آنها هر چه داري بياور و آنچه همراهم بود آوردم و چون کتب را بررسي کرد و روايت را ديد گفت: راست گفتي من بشر بن سليمان بنده فروشم از نژاد ابو ايوب انصاري و يکي از پيروان امام أبي الحسن و أبي محمد عسکري و همسايه ي آنها در سر من رأي، گفتم از برادرت پذيرايي کن بذکر آنچه از آثارشان ديدي؟ گفت: آقايم ابي الحسن مسائل بنده هاو بردگان را آموخت و بي اجازه ي او خريد و فروش نمي کردم و از موارد شبهه کناره مي کردم تا خوب ياد گرفتم و حلال و حرام را دانستم، و در اين ميان که در سر من رأي در خانه ام بودم و پاسي از شب گذشته بود در خانه ام را زدند و شتابان دويدم و کافور خدمتکار آقايم أبي الحسن علي بن محمد (ع)‌بود که مرا خواسته بود جامه پوشيدم نزد آن حضرت رفتم و ديدم با پسرش ابي محمد و خواهرش حکيمه که پشت پرده بود سخن ميگويد، و چون نشستم فرمود:

اي بشر تو انصاري زاده اي و ولايت ائمه در شما ها بوده و پشت در پشت آن را به ارث برديد، شما ها مورد اعتماد اهل بيت هستيد، من تو را تزکيه کنم و شرف دهم بر فضيلتي که بر ديگر شيعه سبقت گيري در موالات ما بواسته ي رازي که تو را آگاه کنم و تو را بانجام آن فرستم و يک نامه ي بخط رومي نوشت و مهر زد و يک پارچه ي زردي که 220اشرفي در آن بود بر آورد و فرمود: اين را بگير و به  بغداد برو  و در مسير فرات باش و در نيمروز فلان روز که قايقهاي اسيران در کنارت رسند و کنيزان را در آوردند و دلالهاي افسران بني عباس گرد آنها را بگيرند و هم جمعي از جمعهاي عراق، تو دورادور برو دنبال کسي بنام عمروبن يزيد نخاس در سراسر روز،

 تا براي خريدارن  کنيزي در آورند که دو جامه ي ابريشمي نازک پوشيده و از باز کردن چهره ي خود جلو گيرد و نميگذارد کسي دست به او رساند از پشت پرده نظر خواهد کرد به انکه خواهد او را کشف کند و بنده فروش او را بزند و او شيون کند و به رومي گويد واي از هتک سر من.

يکي از خريداران گويد از آن من باشد به سيصد اشرفي چون پارسائيش مرا بدو راغب کرده، و جاريه به عربي گويد اگر چون سليمان بر تخت او نشيني من تو را نخواهم مالت را نگهدار.

بنده فروش گويد: چاره چيست بايد فروش روي جاريه گويد چه شتابي داري خريداري بايد که دلم به امانت و ديانتش آرام گيرد، در اينجا تو نزد عمرو بن يزيد نخاس برو و بگو من نامه سر بسته اي از يکي از اشراف دارم که به زبان و خط رومي است و کرم و وفاء و بزرگواري و سخاوتش را در آن نوشته بدو بده تا بخواند و اگر پسنديد من وکيل او هستم در خريد.

بشر بن سليمان نخاس گويد همه فرموده هاي آقايم را دربارهء جاريه انجام دادم و چون نامه را خواند سخت گريست و بعمروبن يزيد گفت مرا به صاحب اين نامه به فروش و سوگندهاي مؤکد خورد که اگر به او نفروشي خودم را ميکشم و در بهايش چانه زدم تا به همان پولي که آقايم به من داده بود قرار گرفت و آنرا از من دريافت و جاريه را به من وانهاد و خندان و خرم شد، و او را بدان حجره آوردم که در بغداد ماوايم بود، و در دست جا نگرفته بود که نامهء مولايم را از جيب خود در آورد و ديدم آنرا مي بوسد و بگونه مي نهد و بر چشم مي کشد و بر تن ميمالد، و گفتم عجب!نامه اي را مي بوسي که صاحبش را نمي شناسي!

گفت: اي درمانده سست معرفت به پيغمبر زاده ها،گوش دار و دل بده، من مليکه دختر قيصر زاده رومم ومادرم از نژاد شمعون وصي عيسي است، به تو گزارش شگفتي دهم.

جدم قيصر پادشاه روم مي خواست مرا که 13 سال داشتم به برادر زاده- اش شوهر دهد، و در کاخش از 300 کشيش و راهب و حواري زاده و 700 مرد صاحب مقام دعوت کرد و از افسران و قشون و سروران عشاير چهار هزار فراهم کرد و از ملکش تختي جواهر نشان بر آورد و در صحن کاخ نهاد بالاي 40 پله و چون برادر زاده اش بر آن آمد در ميان صليبها و اسقفها و اسفار انجيل گشوده شد، همه ي صليبها بر زمين ريختند و ستونها فرو افتادند و آنکه بالاي تخت بود بيهوش شد و بخاک افتاد و رنگ اسقفها پريد و همه لرزيدند و رئيس آنها بجدم گفت:

ما را از برخورد با اين بد آمدها که دلالت بر زوال اين کيش مسيحي و مذهب ملکاني دارد معاف کن و جدم به سختي بدبين شد و به اسقفها گفت: ستونها را واداريد و صليبها را بر آوريد و برادر اين بخت برگشته را حاضر کنيد تا من اين دختر را به او شوهر دهم و اين نحسي را از شما به بخت بلنداء براندازم، و چون چنين کردند بر دومي هم همان رخ داد که بر يکمي و مردم پراکنده شدند و جدم غمناک برخاست و به کاخش رفت و پرده ها را انداختند، و من آن شب در خواب ديدم که گويا حضرت مسيح با شمعون و گروهي حواريين در کاخ جدم گرد آمدند و منبري آسمان خراش در جايي که جدم افراشته بود برپا داشتند و محمد با گروهي يارانش و

 فرزندانش بر آنها وارد شدند و مسيح برخاست او را در آغوش کشيد و او مي فرمود: اي روح الله من آمدم از وصيت شمعون دخترش مليکه براي اين پسرم _ اشاره به ابي محمد نويسنده ي نامه کرد _  خواستگاري کنم و مسيح به شمعون نگريست و به او گفت:

شرف نزد تو آمده رحمت را پيوند کن با رحم رسول خدا (ص) گفت: پذيرفتم و او بالاي منبر رفت و محمد خطبه خواند و مرا به پسرش شوهر داد و مسيح گواه شد و هم فرزندان محمد و حواريون، و چون بيدار شدم ترسيدم  خوابم را به پدر و جدم بگويم مبادا مرا بکشند و آن را در دل نهان کردم و عشق أبي محمد بر من چيره شد تا از خوردن و نوشيدن وا ماندم و لاغر شدم و بيمار گرديدم و در شهرهاي روم پزشکي نماند جز که جدم او را خواست و به درمان من وا داشت و چون نوميد شد به من گفت: نور چشمم آرزوئي در دل داري که در اين دنيا بر آورم، گفتم اي جدم درِ شاديها برويم بسته شده کاش اسيران اسلام را از شکنجه بيرون ميکردي

و آنها را آزاد مي کردي و بر آنها تصدّق مي کردي و رهاشان مينمودي اميدوار م که مسيح و مادرش مرا شفا ميدادند که چون جدم چنين کرد خود را تندرست نشان دادم و اندکي خوردم و جدم شاد شد و اسيران مسلمان را گرامي داشت و پس از چهار شب به خواب ديدم که بيبي فاطمه (س) به همراه مريم بنت عمران (ع) و هزار کنيز بهشتي مرا ديدن کردند و مريم به من گفت:

اين خانم خانمها مادر شوهرت ابي محمد است و به او چسبيدم و گريستم و گله کردم که ابي محمد به ديدنم نمي آيد و او فرمود پسرم ابي محمد از تو ديدن نکند زيرا تو مشرکي و ترسائي و اين خواهرم مريم از کيش تو بيزار است و اگر خواهان رضاي خدا و مسيح و مريمي و خواهان ديدار ابي محمد بگو: اشهد ان لا اله الّا الله و بگو محمّد پدرم رسول خدا است.

و چون اين کلمه را گفتم سيد زنان مرا به سينه چسباند و دلم پاک شد و فرمود اکنون چشم براه ديدار ابي محمد باش من او را نزد تو مي فرستم و بيدار شدم و مي گفتم وا شوقاه به ديدار ابي محمّد (ص).

 و چون شب آينده شد ابو محمّد به خوابم آمد و و گويا به او گفتم چرا به من جفا کردي اي دوستم پس از اينکه دلم را به خود گرفتار کردي؟گفت : جز براي شرک تو نبود، اکنون که مسلمان شدي هر شب به ديدارت آيم تا خدا ما را در ظاهر به هم رساند و از آن پس تاکنون ديدار خود را از من نبريده.

بشر گويد: بدو گفتم چگونه خود را در اسيران انداختي؟ گفت:‌يک شب ابي محمد به من گفت: جدت در فلان روز به نبرد  با مسلمانان فرستد تو ناشناس در جامه ي خدمتگزار بدانها پيوندبا خدمتکاران چنين کردند و پيش قراولان به ما برخوردند و کارم بدينجا رسيد که ديدي و بدي نديدم و کسي نفهميد که من شاهزاده ام تا اکنون ، جز تو که خودم برايت گفتم

و آن شيخي که من بهره ي غنيمتش افتادم نام مرا پرسيد و به او نگفتم و گفتم نامم نرجس است، گفت نام کنيزانست، بمن گفت شگفتا که خود رومي هستي و زبانت عربي است.

گفتم جدّم به پرورش من بسيار علاقه داشت و يک خانم مترجم

عربي دان داشت و به او فرمان داد نزد من آيد و به من عربي آموزد تا خوب عربي بدانم.

بشر گويد: چونش به سر من رأي آوردم او را نزد امام أبي الحسن عسکري (ع) بردم و به او فرمود: چگونه خدا عزت اسلام و نصرانيت را و شرافت خاندان پيغمبر را به تو نمود.

گفت: يابن رسول الله چگونه برايت شرح دهم چيزي را که تو خود بهتر داني آن حضرت فرمود: مي خواهم از تو احترامي کنم، آيا ده هزار دِرهَمَت دهم يا مژده اي که در آن شرافت جاويدانست، گفت مژده را مي خواهم.

فرمود: مژده گير به فرزندي که مالک تمام جهان خواهد شد از مشرق تا مغرب و زمين را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ستم و نا روا شده، گفت: از که؟ گفت: از همانکه رسول خدا (ص)تو را برايش خواستگاري کرد در فلان شب در فلان سال بروميه، گفت مرا از مسيح و وصيّ او خواستگاري کرد، فرمود: مسيح و وصيیش تو را به که شوهر داد؟ گفت: به پسرت ابي محمد، فرمود او را مي شناسي؟ گفت: از آنگه که مسلمان شدم شبي بي او نبودم.

امام دهم فرمود: اي کافور خواهرم حکيمه را بياور و چون آمد ،  فرمود: اين همانست و او مدتي طولانيش در آغوش کشيد و با او راز بسيار گفت، و امام فرمود: او را به منزلت ببر و فرائض و سنن باو بياموز که همسر ابي محمّد و مادر امام قائم عليها السلام است.

شيخ طوسي در غيبت خود  همين مضمون را به سَند خود روايت کرده است.والسلام.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۳٠
تگ ها :

جدول زمان تعبير شدن خوابها بر حسب ساعت

 سلام:

ساعت 6-10 شب : رؤيا نزديک مغرب درست نيست و تعبير ندارد، زيرا از پري شکم است تا يک سوم از شب هم بي تعبير است.

ساعت 10 شب تا 2 صبح: در نيمه شب اگر خواب بين دچار امتلاء نباشد ، خواب از يک سال تا 50 سال تعبير مي شود.

ساعت 2 صبح تا 5/4 صبح در يک سوم آخر شب خواب صحيح است و از 15 روز تا دو ماه و تا يک سال تعبير مي شود.

ساعت 5/4 صبح در سپيده دم از يک هفته تا يک ماه تعبير مي شود.

ساعت 5/4تا 6 صبح پس از سپيده دم از يک روز تا يک هفته تعبير مي شود.

ساعت 6 صبح در بر آمدن خورشيد همان روز تعبير شود.

ساعت 10 صبح تا 15 روز و در هنگام اذان ظهر تا يکي 2 روز. تعبير مي شود.

 

جدول زمان تعبير شدن خوابها بر حسب روز هاي ماه شمسي:

در روايت از حضرت سلمان فارسي (ره):

روز 6 ام ماه : بعد از يک يا دو روز تعبير مي شود.

روز 9 ام ماه : همان روز تعبيرش ظاهر مي شود.

روز 11 ام ماه شمسي : بعد از 20 روز.

روز 13 ام ماه : بعد از 9 روز تعبير مي شود.

در روز 14 ام ماه بعد از 26 روز.

در روز 15 ام ماه : بعد از 3 روز.

در روزهاي 28 ام، 29 ام و 30 ام ماه شمسي ، تعبيرش در همان روز پيدا مي شود.

 

خواب خوب و بد در ماه هاي قمري:

ماه ربيع الاول : برکت وشادي در خواب ها پيدا مي شود.

ماه ربيع الثاني: خواب خوب دير تعبير مي شود و خواب بد زود تعبير مي شود.

     جمادي الاول خريدو فروش نکند.

      جمادي دوم : خواب خوب دير تعبير مي شود.

ماه رجب : گشايش ابواب خير است- و خواب بد را به خوبي تعبير کن که خلاف ندارد.

ماه شعبان : رؤيا رشته هاي بسيار دارد و از آن خير بسيار بر آيد و خواب بد تعبير نمي شود.

رمضان : در هاي سختي و هرزگي بسته است و خواب خوب زود تعبير مي شود و خواب بد تعبير ندارد.

شوال : خواب بد و غم زود تعبير مي شود ، از آن بر حذر باش.

ذيقعده : فقط خواب سفر را سفر نکن .

ذيحجه : خواب سفر را سفر کن.دنبال کار ها را بگير که ماه مبارکي است.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۸
تگ ها :

خواب فرشتگان

سلام:

هر چه مرگ دارد ،خواب هم دارد، فرشته ها مرگ دارند و چرا که خواب نداشته باشند؟ چون خدا فرموده : هر نفسي چشنده مرگ است، 186- آل عمران.در کتاب کافي از يعقوب احمر نقل شده که نزد امام ششم عليه السلام رفتيم براي تسليت او در مرگ پسرش اسماعيل و به او رحمت فرستاد و فرمود : خدا عز و جل خبر مرگ پيغمبرش به او داد و فرمود براستي تو مرده باشي و آنها هم مردگانند. 31-زمر و فرمود " هر نفسي چشنده مرگ است."

وآنگاه آغاز حديث کرد و فرمود : اهل زمين همه بميرند تا احدي نماند و آنگاه اهل آسمان بميرند تا احدي نباشد جز ملک الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميکائيل ، و ملک الموت برابر خدا آيد و به او گفته شود، با اينکه خدا دانا تر است.چه کسي زنده مانده؟ گويد پروردگارا جز ملک الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميکائيل کسي زنده نمانده، گفته شود به جبرئيل و ميکائيل بگو بميرند، فرشته ها در اينجا گويند : پروردگارا اين دو رسول امين تو اند، فرمايد به هر که جان دارد فرمان مرگ دادم.و باز ملک الموت نزد خدا آيد و با اينکه خدا دانا تر است به او گفته شود که مانده و گويد جز حاملان عرش و و ملک الموت نمانده ، فرمايد : به حمله عرش بگو تا بميرند و پس از گزارش مرگ آنها با غم و اندوه و سر بزير پس از پرسش اينکه : که مانده و پاسخ باينکه جز ملک الموت نمانده به او هم گفته شود بمير اي ملک الموت و او بميرد.

در پرسشهاي زنديق از امام ششم عليه السلام است که: روح پس از برون شدن از تن بماند  يا نابود شود ؟ فرمود : بلکه بماند تا در صور اسرفيل دميده شود و آنگاه همه چيز نا بود شود و حس و محسوسي نماند.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: بدانکه مرا براستي فرستاده البته خواهيد مرد چنانکه مي خوابيد و البته مبعوث مي شويد چنانکه بيدار مي شويد.فرمود نشانه مرگ خواب است و نشانه قيامت بيدار شدن، اگر مرگ بيرون کشيدن روح است با تن مثالي از جسد عنصري ، خواب منع روح است از تصرف در آن به يک سببي و اگر مرگ بر کشبدن روح است از قالب مثالي يا عنصري لطيف ، خواب تعطيل آنست از تصرف، و بديهي است که برکشيدن روح از تن دشوار تر است از منع آن از تصرف در تن  با به جا بودن ارتباطش با آن.

شيطان هم خواب دارد و چنانکه مي آيد رواست که فرشته ها هم بخوابند زيرا هر دو  گر چه در ماده آفرينش از هم جدايند و شيطان از آتش است و فرشته از نور ، و کارشان هم مخالف هم است . چون اولي کار بد کنند و به آن وا دارند و آن ديگري جز خوبي نکنند و جز به آن وا ندارند.جز اين امور در هر مذهبي متحدند  چون از يک عالمندو همديگر را ببينند و با هم مبارزه کنند و بسا از هم بکشند و آتش زنند و با هم گفتگو کنند و کار هم ببينند.

مسلمين گويند: هر دو دسته تن لطيف دارند ، نوراني يا ظلماني و توانند به هر شکل در آيند و عقل و فهم و قدرت بر کارهاي دشوار دارند و پيغمبران و اوصييا آنها را ببينند.

فلاسفه از هر مسلک که باشند ّبه موجودات بي جسمي معتقدند که لا مکانند و درجه بالا شان به جسم ارتباطي ندارند که فرشته هاي مقربند و بسا که تدبير جسم کنند که اشرفشان حاملان عرش  و پايينتر در گرد عرش و آنگاه فرشته هاي کرسي و آنگاه فرشته هاي کره نار و آنگاه هوا و سپس زمهرير .. تا برسد به فرشته هاي دريا ها و فرشته هاي فرودين که در گياه و حيوان اين جهان نفوذ و تصرف مي کنند.

و لفظ جن در اصل لغت بمعني : در پرده است و بفرشته هم صدق کند ولي در عرف آنها ارواحي را گويند که خاص عناصرند و گاه به فرشته هم گويند.در اينجا اعتراضي آورده که فرشته ، خوردن و نوشيدن و توالد ندارد ولي شيطان  دارد، چون نهي شده از پاک کردن کامل استخوان و يا استنجا به آن براي اينکه خوراک جن هستند و اخباري هم هست که شيطان زايش دارد. و جواب اين داده که فرشته هم با نسيم عرشي و ذکر خداوند خوراک مي کندو حديثي هم از تفسير " برهان " آورده براي توالد فرشته ها.

فرشته ها جسم لطيف نوراني هستند و بال دارند، دو به دو يا سه به سه يا چهار به چهار يا بيشتر . مي توانند به هر شکل در آيند و خدا بر حسب حکمت هر صورتي که خواهد به آنها مي دهد و بالا و پايين مي روند و پيغمبران و اوصيياء آنها را مي بينند و قول به تجرد و تفسير فرشته ها به عقل و قواي طبيعي و تاويل آيات بسيار براي شبه هاي سست و استبعاد و عدول از راه راست و پيروي از کور دلانست.

شيخ مفيد در کتاب مقالات گفته : روا است که محتضر بچشم خود آنها را ببيند باينکه شعاع ديد او بيفزايد تا تن شفاف آنها را نگرد، و در باره اينکه ائمه عليهم االسلام سخن فرشته را شنوند و او را نبينند گفته است: من مي گويم از نظر عقلاني مانعي ندارد که آنها را ببينند بلکه صديقان از شيعه و ابرار هم مي توانند ببينندو صحت اين موضوع از ائمه و شيعيان صالح رسيده است با وضوح حجت و برهان و آن مذهب فقهاء اماميه است.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۸
تگ ها :

مژده ملکوتي

سلام:

در سوره يونس آيه 65 می خوانيم: " لهم البشري في الحيوه الدنيا ..." يعني بشارت است ايشان را در دنيا: حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرموده اند : مردي از رسول خدا صلي الله عليه وآله معناي اين گفتار خداوند عز و جل را پرسيد، آن حضرت فرمودند : آن مژده ، خوابي است که مؤمن مي بيند و در امور  دنيايش از آن شادمان مي شود.

عبدالله بن عباس از پيامبر اکرم نقل کرده که آن حضرت فرمود: خواب راست الهامي است از خداي متعال بر بنده مؤمن که او را از خير و شري که به او خواهد رسيد، قبل از اتفاق خبر مي کند تا به دنيا مغرور نشود و از فرمان الهي غافل نماند و ابوذر غفاري گفته است: روزي اصحاب پيامبر صلي الله عليه و آله به حالتي محزون به حضور آن سيد رسولان الهي رسيدند و عرض کردند: اي رسول خدا بر وجود مبارک تو از آسمان وحي مي شودو ما را از اين طريق از امور آگاه مي سازيد اما اگر خداي نا کرده شما از ميان ما برويداين آگاهي را چگونه بدست آوريم، حضرت فرمودند:" بعد وفاتي ينقطع الوحي و لا ينقطع المبشرات"يعني بعد از رحلت من وحي منقطع مي شود ولي مبشرات ادامه مي يابد،

عرض کردند مبشرات ديگر کدام است ؟ فرمودند:" الرؤيا الصالحه يراها المرء الصالح او يرا ها  له ".

يعني : خواب صحيح و درستي که مرد صالح مي بيند يا رؤيايي که ديگري براي او مي بيند.

خوابهاي مبشرات راکه پيام مژده آوري براي انسان دارد رؤياي صالحه يا خواب راست نام نها ده اند.

در واقع به هنگام خواب  پروردگار همه ارواح را نزد خود مي برد، آنچه را که روح انسان در آسمان نزد خدا مي بيند " رؤياي صادقه " و آنچه را که در هنگام باز گشت به بدن مي بيند " رؤياي کاذبه" نام نهاده اند.

از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدند: که چه سبب دارد گاهي مؤمن خوابي مي بيند و اثر آن ظاهر نمي شود، ايشان فرمودند چون مؤمن به خواب رود ، روحش به آسمان انتقال داده مي شود، پس آنچه در ملکوت آسمان مشاهده کند در محل تقدير و تدبيرآن، حق است و اثرش آشکار مي شود، آنچه در زمين و هوا ببيند آشفته است و واقعيت ندارد، راوي پرسيد آيا روحش به طور کامل از بدن جدا شده و به آسمان مي رود؟ حضرت فرمود: اگر چنين باشد که فوت نموده بلکه همچون خورشيد است که در آسمان مي باشد و روشني و پرتوش در زمين است.اصل روح در بدن مؤمن مي باشد و پرتوي از آن به سوي ملکوت حرکت مي کند.

از حضرت امير المؤمنين عليه السلام نيز چنين روايتي نقل شده است.

حضرت رضا عليه السلام فرمود: يکي از سنتهاي رسول خدا صلي الله علي و آله چنين بود که وقتي صبح  مي شد به اصحابش مي فرمود: آيا نويد بخشي هست؟ و مقصودشان خواب صادق بود.

علامه مجلسي مي گويد : چون در آخر الزمان خداوند حجت خود را از مردم پنهان کرده در عوض راي قوي در مورد استنباط احکام به آنها تفضل کرده و چون ائمه اطهار را از ايشان بر گرفته ، رؤياي صادقه و خوابهاي راست به آنان عنايت نموده تا هر حادثه اي براي آنها قبل از رسيدنش آشکار گردد.

در حديثي از رسول اکرم نقل شده که فرمودند: " من لم يؤمن بالرؤيا الصادقه لم يؤمن بالله و رسوله".يعني : آن کس که به رؤياي صادقه ايمان ندارد به خدا و رسولش ايمان نخواهد داشت.

و نيز آن حضرت در روايت ديگري فرمودند: " اصدقکم حديثا اصدقکم رؤيا" يعني :

راستگو ترين افراد در ميان شما فردي است که رؤيايش صادق تر و مطابق با حقيقت باشد.

همچنين در حديث ديگري آن سرور عالميان و بر گزيدهء پيامبران فرمودند:

" اذ اقترب الزمان لم تکذب رؤيا المؤمن و لا ينبغي لاحد يکذب رؤيا"يعني:هنگامي که قيامت نزديک گردد رؤياي مؤمن صادقه است و شايسته نيست که فردي خواب او را تکذيب نمايد و دروغ پندارد.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٧
تگ ها :

درماني براي سر درد

سلام:

محمد بن جرير طبري در کتاب خود آورده است:

حرث بن روح از پدرش و او از جدش روايت کرده که به فرزندانش مي گفت: هر گاه امر دشواري بر شما ها روي آورد و يا غم و حزني عارضتان گرديد، پس شب با وضو به رختخواب برويد و تنها بخوابيد و هفت مرتبه سوره والشمس و هفت مرتبه سوره والليل را بخوانيد و بخوابيد تا هفت شب که لازم نيست متوالي باشد .

راوي گفت که درد سري بر من عارض شده بود که علاج آنرا نمي دانستم ، پس همين دستور را اجرا کردم.در همان شب اول در عالم رؤيا دو نفر به نزدم آمدند يکي نزد سر و ديگري نزديک پاهايم نشستندو يکي به ديگري گفت :بدنش را مسح کن و او تمام بدنم را معاينه کرد تا به جايي از سرم رسيد و خطاب به من اظهار داشت : اين قسمت از سرت را حجامت کن ! چنان کردم و سر دردم خوب شد و اين موضوع را به هر  کس گفته ام با عمل به آن _ اگر بيماري داشته _ درمان را يافته است. ( حقير نيز چند باري اين عمل را آزموده ام و بسيار مجرب بوده است، ورزنده.)

دعاي مستجاب!

مردي رسول خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديد که خطاب به وي مي فرمايد: برو به فلان مرد مجوسي بگو " دعا مستجاب شد ". مي گويد از خواب بيدار شدم اما با خود گفتم به او چه بگويم ! و از ابلاغ پيام پيامبر امتناع کردم. اما اين رؤيا دو بار ديگر تکرار شد. نا گزير به نزد مرد مجوسي که فرد متمکن و داراي ثروت بود رفتم و به او گفتم: رسول خدا فرمودند که بتو بگويم دعا مستجاب شد. مجوسي گفت مرا مي شناسي گفتم آري! او گفت : من به نبوت پيامبر تو و آيين او اعتقادي ندارم! من به او گفتم اما حضرت رسول سه بار در خواب به من امر فرمودند اين پيام را به تو برسانم.

ناگاه ديدم سر به زير انداخته و بر زبان او جاريست که : اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله.سپس خانواده خويش را فرا خواند و گفت هر يک از شما که به آيين پيامبر گرايد از اموالم به او مي بخشمو گرنه اموال خود را از او مي ستانم . سپس به من گفت مي داني آن دعا چه بوده است؟ گفتم نه ولي مي خواهم بدانم. گفت در مراسم عروسي يکي از فرزندانم سفره اي مفصل گستراندم و افراد هم آيين خود را دعوت کردم.

در همسايگي ما خانواده اي با عزت اما فقير و کم بضاعت زندگي مي کرد همين که سفره ما گسترده شد، دختر همسايه با سوز و گداز خاصي به مادرش گفت : اين مجوسي با بوي غذايش ما را آزرده مي کند، من که صداي اين دخترک را شنيدم متاثر شدم و دستور دادم مقدار زيادي مواد غذايي ، لباس و پول براي اين خانواده ببرند.

وقتي همسايه چنين ديد دخترک به افراد خانواده گفت سوگند به خدا از اين غذا نمي خوريم تا براي صاحب آن دعا کنيم، سپس دعا کردند و آن دختر گفت خداوند ترا با جد ما رسول خدا محشور کند و حاضرين آمين گفتند. اين همان دعا است که  حضرت رسول فرمودند:  مستجاب شد.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٤
تگ ها :

غلبه طبع انسان و خوابهاي باطل

سلام

چهار طبع انسان   يا طبقات خون در لوله آزمايش : سودا  (  (Black Bile ، صفراء يا (Yellow Bile ) بلغم (Phlegm ) و دم (سرم خون) يا ( Blood Serum) مزاج يا حال وحوصله انسان را بوجود مي آورند.

Phlegmatic    بلغمي Mouth taste ,Salty ( مزه دهان در صبح = شور باشد) – calm person ,cold blood. خونسرد

Melancholic  سودايي   Mouth taste pickle  مزه دهان ترش باشد= شخص غمگين- Sad person, sorrows.

Sanguine      خون                         مزه دهان شيرين باشد=شخص خوشحال است Sweet-  Happy person.

Choleric  صفراوي                       مزه دهان تلخ باشد = شخص عصباني      Bitter-   Angry person.

 

آنگاه که هر يک از اين چهار طبع رو به تيرگي گذارند و برخي از آنها بر خلاف بعضي ديگر جريان خود را سير کنند و يا يکي از آنها بر ديگري غالب شود، فردي که در چنين شرايطي به خواب رود بر حسب مزاج غالب خواب مي بيند. اگر در حال خشم و غضب به خواب رود رؤيايش از انتقام و نيرنگ مايه مي گيرد و در صورتي که با بيم و ترس بخوابد خوابش با غم و هراس و کدورت تؤام است و در نتيجه رؤيايش از حقد و حسد رنگ مي گيرد.اگر در حال شوق داشتن به امور  حرام به خواب رود رؤيايش با اعمال زشت و آميخته به گناه و فسق به او روي مي آورد.ْ  لذا اين گونه رؤيا ها، خوابهاي باطلي هستند که داراي تعبير و تفسير نيستند.

حضرت علي عليه السلام فرموده اند:

" براي فرد خائف و بيمناک که خوابهاي هراس انگيز مي بيند تعبيري وجود ندارد مگر خوابي که محتواي ان محبوب او باشد."کسي که زياد غذا بخورد عقل از اين عارضه خلل مي يابد و بدين جهت خوابهاي آشفته مي بيند و نيز گرسنه هم نبايد خوابيد زيرا طبع آدمي سست مي شود پس هنگام خفتن نه بايد سير بود و نه گرسنه و رعايت اعتدال ضروري است.

سلمان فارسي عليه الرحمه مي گويد : مردي به حضور رسول اکرم شرفياب شد و عرض کرد : ديشب خواب آشفته اي ديدم. حضرت فرمود مگر شب چه خورده بودي؟ عرض کرد: خرماي پخته زياد و بسيار هم خسته بودم .رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اين رؤيا درست نيست و تعبير هم ندارد.

وقتي از زياده روي در مصرف گوشت و شيريني و مانند آن بر مزاج کسي خون  sanguine  غلبه کند، در خواب چيزهاي سرخ رنگ زياد مي بيند و چون معبر به او نگاه کند چهرهاش را بر افروخته و بدنش چاق است.

اگر پياز و سير و فلفل و نيز غذاهاي گرم خشک خورده شود صفرا بر مزاج غلبه مي کند ؛Yellow Bile and cholericو در خواب آتش و چراغ و قنديل يا چيز هاي بسيار سرد مي بيندو خواب او حقيقت ندارد.

اگر ماست و دوغ خورده باشد بلغم را زياد مي کندPhlegmatic, و شخص چيزهاي سفيد زياد در خواب مي بيند.

اگر نمک، بادمجان و گوشت گاو زيادي خوره باشد سودا يا Black Bile  غلبه مي کندو شخص در اين حال امور وحشتناک را در خواب مي بيند.

حضرت علي عليه السلام  فرموده اند: " کسي که با شکم سنگين بخوابد رؤيا هاي غير واقعي مي بيند.

برخي دارو ها در چگونگي رؤيا اثر دارند مثلا تجويز داروهاي ضد افسردگي براي افراد سالم باعث مي شود که ايشان خوابهاي خصومت آميز و جنگ و گريز ببينند.

از کتاب خواص پياز و سير دکتر پور عبدالله و خويشاوند مرگ : گلي زواره.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٢
تگ ها :

تعبير اندوه به شادي و شادي به اندوه

سلام:

رؤيا هاي شهودي خوابهايي هستند که شر را به صورت خير و خير را به صورت شر جلوه مي دهند. اين چنين رؤياها ييدر مورد همه قشر ها ، اعم از کودک و بزرگسال، مؤمن و کافر از صحت و واقعيت بر خوردارند .مانند خواب يوسف عليه السلام که کودکي نه ساله بود، يا رؤياي فرعون و عزيز مصر در حاليکه فرعون کافر بوده است.بسياري از خوابها براي بيننده سخت و هراس آور جلوه مي کندولي تعبير آن از شادي و امنيت در بيداري براي خواب بين حکايت دارد.در قرآن مي خوانيم :

ففرو الي الله اني لکم نذير مبين.(سوره ذاريات آيه 50). يعني : به سوي خداوند فرار کنيد که من از سوي او شما را بيم رساني آشکارم.

و گريختن از هراس سلاطين و درندگان در خواب مبين آن است که صاحب رؤيا در امان خداوند است. در جاي ديگر در قرآن مي خوانيم : " و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا" ( سوره نور آيه 55).

شرارت شيطان در خواب:

شيطان دشمن آشکار انسان است و درصدد آن است که بر او مسلط شود يا اعوان و انصار خود را بر فرد خوابيده مسلط نمايد تا او را بي تاب نموده و بترساند..رؤيا هايي که از تخويف و تحذير شيطان و بيم انگيزي او در دل شخص خوابيده ايجاد مي شود باطلند.زيرا معقول نيست که خداي رئوف بندگان را در حالت خواب هراسناک نمايد.

شيطان از طريق وسوسه در عالم خواب به خاطر آنکه انسان را از وظايف الهي باز دارد و افعال بدش را موجه و نيکو جلوه دهد به اين اغوا گري مي پردازد.در هر حال برخي از رؤياها جز القاء شيطان چيز ديگري نيست، چنانکه در قرآن کريم مي خوانيم:

 "انما النجوي من الشيطان ليحزن الذين آمنو و ليس بضارهم شيئا الا باذن الله و علي الله فليتوکل المؤمنون." يعني :

به درستي که زمزمه هاي مخفي از کارهاي شيطان است تا مؤمنان  را اندوهگين کند ولي شيطان جز به اذن خداوند قادر نيست به افراد با ايمان زياني برساند و ( خداوند مکر او را باطل مي کند ) و مؤمنان بايد به خدا توکل کنند.

در مورد چگونگي وسوسه شياطين جني نسبت به انسان ،علامه مجلسي گفته است: امکان دارد جنيان با بهره گيري از لطافت جسمي که دارند در گوش يا ذهن انسان القائاتي داشته باشند بدون آنکه فرد متوجه اين القائات بگردد و ممکن است چنين حالتي در خواب و يا بيداري اتفاق بيافتد.( بحار الانوار : ج 61 ، ص  210).

برخي ساحران براي کسب منافعي يا دست يابي به پاره اي از تمايلات گمراه کننده و هم آهنگي با انحراف خود به افسون روي مي آورند و با کمک گرفتن از بعضي رموز و اوراد به قلب شخص خوابيده نفوذ مي يابند تا اهداف خود را از اينطريق عملي سازند. قرآن کريم مي فرمايد:" و انه رجال من الانس يعوذون برجال من الجن فزادهم رهقا" (سوره جن آيه 6 ).يعني : و اينکه افرادي از انسانها به مرداني از جن پناه آورده و گناهانشان را مي افزايند.در اينگونه موارد بهترين راه قرائت سوره مبارمه حمد يا معوذتين ( قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق ) مي باشد.و از امام صادق عليه السلام منقول است که در اول شب وقت استيلاي اين شياطين است و چنين خوابهايي ديده مي شود.همچنين ايشان فرمودند که هر کس قبل از خواب سوره " يس" بخواند از اينگونه حملات مصون است زيرا تحت حفاظت ملائکه قرار مي گيرد.همچنين آن امام همام قرائت سه بار آيه الکرسي ( با توجه به معني ) و نيز ايه شهد الله و ايه آخر سوره حم سجده را توصييه فرمودند که در اينصورت دو ملک شياطين و افسون ها را دور مي  سازند.همچنين ايشان فرموده اند در اينگونه موارد آيه نهم سوره مجادله را بخوانند.

از کتاب : خويشاوند مرگ.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱۱
تگ ها :

خواب راست ، دروغ يا آشفته؟

سلام:

کمتر کسي را مي شناسيم که در زندگي خوابها يي نديده باشد که به پاره اي امور مخفي و يا مشکلات علمي و يا حوادث آينده از خير و شر دلالتش نکرده باشدو چنين امري را نمي توان حمل بر اتفاق کرد و گفت که هيچ ارتباطي ميان آنها و تعبيرشان نيست.مخصوصا خوابهاي واضح يا صريح که به تعبير نيازي ندارد، به طور کلي هيچيک از رويا ها خالي از حقيقت نمي باشد و ريشه و اسبابي دارند که باعث پيدايش آنها در نفس و ظهور انها در خيال مي شود.بنا بر اين مي توان اذعان نمود براي هر رؤيايي تعبيري هست ولي تعبير بعضي از آنها عوامل طبيعي و بدني در حال خواب است و تاويل بعضي ديگر عوامل اخلاقي است و بعضي ديگر با سببهاي متفرقه و اتفاقي در ارتباطند.

خوابهايي که حقيقت دارند و صريح هستند از ديدگاه علامه طباطبايي با الهام از قرآن به دو دسته تقسيم مي شوند:

قسم اول : رؤياهايي که خواب بيننده در آنها هيچ گونه تصرف و تمثيلي نکرده و قهرا و بدون هيچ زحمتي با تاويل خود انطباق دارند،

قسم دوم :خوابهاي غير صريح هستند که صاحب رؤيا از جهت حکايت در آن تصرف کرده ، يا به تمثيل و يا به انتقال از معناي رؤيا به چيزي که مناسب آن يا ضدش است، اين قسم دوم نياز به تعبير دارد. حالت دوم خود به دو نوع تقسيم مي شود يک نوع خوابي که صاحب رؤيا فقط يک بار در آن دخالت مي کند و نوع ديگر که نفس صاحب رؤيا به يک انتقال و دو انتقال اکتفا ننموده و بدون آنکه به حدي توقف کند ، انتقال بعد از انتقال و تصرف بعد از تصرف کرده به طوري که برگرداندن رؤياي نامبرده به اصلش مشکل است. اين گونه رؤيا ها را" اضغاث احلام " مي گويند.که يا فاقد تعبير است و يا تعبير کردن آنها مشکل يا غير ممکن است.

خداوند در کلام خود به هر سه قسم رويا اشاره کرده است: از قسم اول ، روياي حضرت ابراهيم عليه السلام و روياي مادر حضرت موسي عليه السلام و پارهاي از رويا هاي حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله، و قسم دوم را هم در عبارت " اضغاث احلام " در سوره يوسف اشاره نموده و از قسم سوم رؤياي حضرت يوسف عليه السلام و روياهاي دو زنداني و رؤياي پادشا مصر .

در روايتي از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله چنين آمده است : خواب ديدن سه نوع است: يا بشارتي از ناحيه خداوند است و يا وسيله اي براي غمناک و حز ين کردن مردم از طرف شيطان و در مواردي  مسائلي است که انسان در فکر خود پرورانده و آن را در خواب مي بيند." الرؤيا ثلث: فبشري من الله و حديث النفس و تخويف من الشيطان" در روايتي حضرت محمد فرموده اند:

" خواب ديدن سه گونه است: دسته اي تهديداتي از طرف شيطان براي اندوهگين ساختن فرزندان آدم ، برخي رؤيا هايي هستند که از اهتمام فرد خواب بين در حالت بيداري حکايت دارد و نوع سوم به عنوان بخشي از قسمتهاي چهل و ششگانه پيابري تلقي مي گردد.

بر حسب عوامل گوناگون و تاثير پذيري رؤياها از برخي حالات و شرايط ، خوابها متعدند:

رؤياهاي راستين که به تفضيل به آنها اشاره خواهيم کرد.خوابها يي که در آنها راست و دروغ با يکديگر آميخته اند.حضرت امام صادق عليه السلام به مفضل از اصحاب خود فرمودند:

"در مورد خواب ديدن انديشه کن ، که چگونه خداوند در مورد آنها تدبير بکار گرفته است ، زيرا راست و دروغ آن را با هم آميخته است، اگر همه رؤيا ها راست بود تمام مردم پيامبر بودند و اگر تمام خوابها کاذب بودند ، نه تنها فايده اي نداشت بلکه امري زائد و بي معنا بود.

ابو بصير گويد ، به امام صادق عليه اسلام عرض کردم :فدايت شوم، خواب راست و دروغ از کجا بر مي آيد؟ فرمود:

" خوابهاي دروغ و پريشان آن است که مرد در آغاز شب مي بيند، در آن وقت تحت تسلط شهوات است و آن خوابها چيزي نيست جز انچه در خيال انسان مجسم شود و انها دروغ و بر خلاف در آيد و اما خواب راست ، آن است که انسان پس از گذشتن دو ثلث از شب هنگام آمدن فرشته ها ببيند وآن سحر است و اين خواب راستين است که ان شاء الله تخلف ندارد.

رؤياهاي کاذبه خوابهايي است که طي ان صور خيالي و جزيي با معاني کلي پيوند و رابطه اي ندارد و لذا تعبير آن بي جا و بي مورد مي باشد و هرگز آدمي را به آگاهي جديدي نمي رساند و در آينده دور يا نزديک نيز واقع نمي شود.گاهي رؤياهاي راستين با احساسات، تمايلات و حوادث گذشته و يا رويداد هاي همزمان ممزوج مي شودو در نتيجه حقيقت چنين خوابهايي را دچار ترديد مي نمايد، زياده روي  در خوردن برخي غذاها قبل از خوابيدن، حرن و اضطراب شخص يا ناراحتي هاي رواني و دردهاي جسماني ، ارتکاب گناه و سر پيچي از قوانين اخلاقي ممکن است خوابهاي واقعي را مخدوش کند.خواب افراد مست و جنب و خانمها در هنگام حيض و امثال آن ممکن است آميخته به کذب باشد.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٠
تگ ها :

شادي شب زنده داري،

 

 

در اسلام تاکيد بر اين است که جز براي امر واجب کسي را از خواب بيدار نکنند و همين بيدار کردن هم در مواردي بايد با کسب اجازه قبلي از طرف  باشد. علامه طباطبايي مقيد بودند قبل از فرا رسيدن ماه مبارک رمضان از همسايه ها اجازه بگيرند که اگر براي سحر خواب ماندند ، آنها را بيدار کنند.

اما شب زنده داري در اسلام سفارش شده و در قرآن کريم مي خوانيم:  " و من اليل فتهجد به نافله لک عسي ان يبعثک ربک مقاما محمودا " (سوره اسراء آيه 79).

يعني : پاره اي از شب (نزديک به اذان صبح) را به نماز خواندن زنده بدار ، اين نافله ( اضافه) خاص تو است، باشد که خدايت تو را به مقامي محمود برساند.

ولي بسيار بيداري کشيدن مذموم و ناپسند است، جز شبهايي که مخصوص احياست.

خداوند در پاداش سحر خيزان آن را چنان  عظيم دانسته که در بيان عظمت آن فرموده است : هيچ کس از آن اطلاع ندارد. علامه مجلسي در کتاب " بحار الانوار " اين روايت را ذکر کرده است : اشرف امتي حمله القرآن و اصحاب الليل " يعني : در امت من افرادي شرافت دارند که حامل قرآن ( مروج، مفسر ، حافظ) و شب زنده دار باشند.

آنان که دلي آکنده از عشق به پروردگار و سينه اي پر سوز و شوقي وافر براي نيايش و ستايش رب خويش دارند، شب برخواسته و بيدار گرند.

 به قول حافظ شيرين سخن :

دلا بسوز که سوز تو کار ها بکند         دعاي نيم شبي دفع صد بلا بکند   

 

حکيم الهي قمشه اي سروده است:

شب مردان که در ره تيز گامند           بسان شمع سوزان در قيامند

به شب مرغان حق را سوز و ساز است         به خاک  عشق شب روي نياز است

 

يا حافظ فرموده :

مرو بخواب که حافظ به بارگاه قبول       ز ورد نيم شب و درس صبحگاه رسيد  

 

افرادي که سحر خيزند و در صبح صادق بيدارند، نشاط فراواني دارند و رونق و انرژي براي تلاش دارند، نوشتن ، مطالعه کردن، ورزش و کارهايي که به آرامش نياز دارند در اوقات نتايج بهتري دارند.

آيت الله سيد محمد حسين تهراني (ره) از قول برادري ايماني نقل کرده است :

شبي حوالي اذان صبح در حرم مطهر و منور حضرت امام حسين عليه السلام بسر مي بردم و تمام حاضرين به عبادت و دعا و زيارت مشغول بودند، يکي از ارباب مکاشفه و صاحب حال که او را مي شناختم، در بالاي سر مطهر به تفکر فرو رفته بود و در آن حال زايرين منتظر بودند وقت اذان صبح فرا رسد تا نماز صبح را اقامه کنند.من آمدم نزد آن انسان شريف و پرسيدم: آقا ،نماز صبح شده است ؟ نگاهي به من کرد و گفت :مگر چشم نداري ؟ نديدي که ملائکه شب رفتند و ملائکه صبح آمدند.!

حضرت علي عليه السلام مي فرمايد:

" چه خوشبخت است آنکه فرائض را انجام مي دهد، حمد و قل هو الله  کار اوست،   رنجها و ناراحتي ها مانند سنگ آسيا در زير پهلوي او خرد مي شوند.شب هنگام از خواب دوري مي کنند و انگاه که سپاه خواب حمله مي آورد، زمين را فرش و دست را بالش قرار مي دهند و خيالي اسوده دارند. لبها شان به ذکر پروردگارشان اهسته حرکت مي کند، ابر گناهانشان بر اثر استغفار کنار مي رود....".

حافظ مي فرمايد :

سحر با باد مي گفتم حديث آرزومندي      خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندي 

يا : دعاي صبح و آه شب کليد گنج مقصودست     بدين راه و روش مي رو که با دلدار پيوندي .

که نظاير اين ابيات در ديوان حافظ عليه الرحمه ، 250 بيت است.

سر مکش حافظ ز اه نيم شب    تا چو صبحت آينه رخشان کنند. يا:

حافظ در کنج فقر و خلوت شبهاي تار      تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور.

يا : ديشب به سيل اشک ره خواب مي زدم      نقشي به ياد خط تو بر آب مي زدم.

و سلام  بر کسي که همه حرفها را بشنود و هر يک بهتر بود پي بگيرد. 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/٩
تگ ها :

تمرين مردن در هر روز و شب

سلام:

از آيات قرآن بر مي آيد که خواب شباهت زيادي به مرگ دارد، از جمله اين آيه شريفه :

" الله يتوفي الانفس حين موتها والتي لم تمت في منامها فيمسک التي قضي عليها الموت و يرسل الاخري الي اجل مسمي ان في ذلک لآيات لقوم يتفکرون " ( سوره زمر آيه 42).  يعني :

خداوند است که در وقت مرگ جانها را مي گيرد و نيز جان آنهايي را که به خواب رفته و هنگام مردن آنها فرا نرسيده است، پس جانهايي را که حکم مرگ بر آنها جاري شده در نزد خود نگه مي دارد و ديگران را تا زماني که معين است باز مي فرستد، در اين براي آنهايي که فکر مي کنند نشانه هايي روشن وجود دارد.

آيه مزبور بر اين واقعييت صراحت دارد که مرگ و خواب از جنس واحدي هستند و يک حکم را دارندو جالب اينکه براي هر دو لفظ "توفي " بکار رفته نه " قبض " و لفظ اول يعني به طور کامل اخذ کردن ، ولي معناي لفظ دوم گرفتن است.

در آيه ديگري که اختصاص به خواب دارد لفظ توفي ديده مي شود:

" و هو الذي يتوفيکم با ليلل و يعلم ما جرحتم با لنهار ثم يبعثکم فيه ليقضي اجل مسمي ثم اليه مرجعکم ثم ينبئکم بما کنتم تعلمون ".( انعام - 60 ) يعني :

و او پروردگاري است که شب هنگام شما را مي ميراند و هر چه در روز انجام داده ايد مي داند، آنگاه بامدادان شما را زنده نموده تا آن هنگام که عمرتان به انتها برسد، سپس مراجعت شما به سوي اوست و از آنچه کردهايد شما را آگاه مي کند.

در حال خواب بدن روي زمين است ولي روح انسان که بطور نسبي دريافت شده در عوالم ديگر سير مي کند و بعد به سوي جسم بر مي گردد.

لقمان حکيم در يکي ازمواعظ خود به فرزندش مي گفت : اگر در مرگ شک داري خواب را از خود دور ساز با اينکه چنين قدرتي را نداري و اگر در قيامت ترديد داري کاري کن که از خواب بيدار نشوي و اين را هم نمي تواني . اکنون اگر در اين دو موضوع انديشه کني خواهي دانست که هستي تو به دست ديگري است و خواب مانند مرگ ونيز بيداري پس از خواب چون قيامت و معاد پس از مرگ است.

رسول اکرم صلي الله عليه و آله هر شب که مي خوابيدند وقتي بيدار مي شدند سر به جده گذشته و اين ذکر را زياد بر زبان جاري مي کردند که : " الحمدلله الذي احياني بعد ما اماتني و اليه البعث والنشور".يعني : سپاس خداوندي را که مرا ميراند و بعد زنده کرد و به سوي اوست بعث و رستاخيز.

از کتاب خويشاوند مرگ.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۸
تگ ها :

نشانهای روشن

سلام: 

يکي از پديده هاي شگفت انگيز در زندگي بشر و حتي حيوانات مسئله خواب است که  دانشمندان روان شناس ، فلاسفه و حکما در کشف آن متحير مانده و با وجود پژوهشهاي مستمر در اين مورد تا کنون موفق نشده اند به اسرار آن پي ببرند و از راز آن پرده بردارند.

اين مقوله لازمه زندگي روزمره انسانهاست و براي تامين سلامتي جسمي و شادابي رواني ضرورتي محتوم و انکارناپذير به شمار مي آيد. اگر شخصي خوب خوابيده باشد، انرژي لازم و توان کافي جهت فعاليتهاي فکري و بدني را همراه با احساس لذت و نشاط روحي بدست خواهد آورد و در غير اينصورت در روزي که شب هنگامش بد خوابيده، رواني افسرده، ذهني خسته و خلقي اندوهگين دارد و در حالتي از منگي و گيجي به سر مي برد. يک ثلث از عمر جوامع انساني در حالت خواب سپري مي شود و بدن در اين مدت قواي به تحليل رفته را مرمت کرده و براي بيداري انرژي لازم را ذخيره مي کند و اگر کسي فکر کند خواب اتلاف وقت است و بايد از آن روي گردان بود، تصوري عبث است.

از نشانه هاي روشن قدرت خداوند و اسرار مرموز خلقت حکيمانه او خواب است، قرآن کريم مي فرمايد: " و من آياته منامکم بالليل و النهار و ابتغاؤکم من فضله ان في ذالک لآيات لقوم يسمعون." يعني : و از نشانه هاي قدرت اوست خوابيدن شما در شب و روز ، تا اينکه از فضل پروردگار به طلب روزي بر خيزيد، در اين حالت عبرتهايي است براي قومي که سخن حق را بشنوند.

برخي از مفسرين عقيده دارند که " نوم " بخشي از خواب است که در آن رؤيا صورت مي گيرد و شاهد آن در سوره صافات آيه 103 است که از زبان حضرت ابراهيم مي فرمايد:  اني اري في المنام ... ( در خواب ديده ام ) .

خواب در قرآن آرامش انسان را تامين مي کند، چنانکه مي فرمايد:  " و النوم سباتا "( فرقان –47) و جعلنا نومکم سباتا ... (نباء –9 )  سبات از ماده سبت  بر وزن وقت به معني : قطع شدن و تعطيل شدن و استراحت کردن است.

آن سستي را که در اول خواب به سراغ شخص خوابيده مي آيد" سنه" گويند که قرآن اين خصوصيت را از خداوند عز و جل دور دانسته است:  " الله لا اله الا هو الحي القيوم لا تاخذه سنه و لا نوم ."يعني : الله خدايي است که جز او خدايي نيست،او زنده است و پاينده است، نه خواب سبک او را ميگيرد و  نه خواب سنگين.

در خصوص شاءن نزول آيه : الذي احلنا دارالمقام من فضله لا يمسنا نصب و لا يمسنا فيها لغوب ( فاطر – 35) يعني : آن پروردگاري که ما را از فضل خود به بهشت جاويدان آورد که در آن نه رنجي به ما مي رسد و نه خستگي احساس مي کنيم.

نوشتهاند : مردي نزد رسول اکرم صلي الله عليه وآله  آمد و عرض کرد : خواب از اموري است که ديدگان ما از آن آرامش مي يابد و بدن آسايش مي يابد، آيا در بهشت  هم خواب وجود دارد ؟ پيامبر فرمود: نه خواب شبيه مرگ است و در آنجا اين عارضه وجود ندارد. آن مرد پرسيد : پس آسايش و آرامش اهل بهشت چگونه است ؟ حضرت فرمود : در جنت ضعف و خستگي وجود نداردو اهل آن مدام در آرامش و آسايش بسر مي برند و سپس اين آيه نازل شد.

" نعاس " خواب لحضه اي ، کوتاه و سبکي است که پس از تحمل مشقات فراوان و يا کار فکري شديد براي افراد پيش مي آيد و به آن چرت يا پينکي هم مي گويند.البته همين خواب کوتاه که در محلي امن روي مي دهد خود مي تواند شامل دو قسمت "سنه " و " نوم "باشد که اولي بين انسان و حيوان مشترک است ولي نوم ، موقع رؤيا خواهد بود و تنها به انسان اختصاص دارد.در دو جاي قرآن از "نعاس " به معني تامين آرامش و از بين رفتن نگراني و خوف از دل مؤمنين  ياد کرده است. 1- آل عمران – 154  و 2- انفال – 11.امام فخر رازي در تفسير " مفاتيح الغيب " در ذيل اين آيه خاطر نشان کرده که "نعاس " لطفي از جانب خداست که پس از آن آرامش و امنيت نصيب فرد مي گردد.از کتاب: خويشاوند مرگ اثر غلامرضا گلی زواره.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۸
تگ ها :

آيات شريف قرآن در باره تعبير خواب

سلام:

1-سوره يوسف عليه السلام آيه 4 :  بسم الله الرحمن الرحيم

 ا ذ قال يوسف لابيه يا بت اني رايت احد عشر کوکبا واشمس و القمر رايتهم لي  سجد ين.( 4)

هنگامي که گفت يوسف به پد ر خود اي پدر هما نا من در خو ا ب ديدم يازده ستا ره و خورشيد و ما ه را برا يم سجده کنند گان.

ستاره به معني برادر يا سرباز است. يوسف10 برادر نا تني و يک برادر تني داشت.

خورشيد به معني پدر يا پادشاه است.

ماه  به معني مادر يا وزير است. که بعد از 20 سال و حوادث بسيار و به مقام وزارت رسيدن يوسف خانو اده او به ديدن او رفتند.

 

سوره يوسف آيه شريفه (5) :بسم الله الرحمن الر حيم .

2-قال  يبني لا تقصص رؤياک علي اخوتک فيکيدو لک کيدا ان الشيطان للانسان عدو مبين .(5)

 دراين آيه حضرت يعقوب به حضرت يوسف توصيه مي کند خواب خود را به برادر ان خود نگويد زيرا آنها حسود هستند و شيطان براي انسان دشمني آشکار  است .

3-سوره يوسف آيه شريفه (36). بسم الله الر حمن الر حيم .

و دخل معه السجن فتيان قال احدهما اني ارني اعصر خمرا و قال الاخر اني ارئني احمل فوق راسي خبزا تاکل طير منه نبئنا بتا ويله انا نرئک من المحسنين (36)

و داخل شدند با وي به زندان دو جوان، گفت يکيشان هما نا به خواب ديدم خويش را که که انگور مي فشارم و  ديگري گفت ديدم به خواب خويش را که بر گرفتم بر سر خود ناني که پرندگان از آن مي خوردند .   آگاهي ده ما را از تعبير آن. که مي بينيمت هر آينه از نيکو کاران.

 

آب انگور گرفتن خدمت پادشاه کردن

نان بر سر داشتن و پرنگان خوردن ، اعدام شدن است.

 

4-سوره يوسف آيه شريفه 43. بسم الله الر حمن الر حيم

و قال الملک اني اري سبع بقرات سمان ياکلهن سبع عجاف و سبع سنبلت خضر و اخر يا بست .يا ايها الملاء افتوني في رؤياي ان کنتم للرؤيا تعبرون .(43)

و گفت پادشاه ديدم در خواب هفت گاو فربهاي که مي خوردند آنها را هفت گاو لاغر و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک. اي جماعت فتوي دهيدم اگر خواب را تعبير مي توانيد.

گاو فربه اگر به خانه اي وارد شود به معني يک سال نعمت و برکت است و هفت گاو هفت سال. سپس گاو لاغر بر عکس فقر و قحطي و هفت گاو لاغر هفت سال قحطي .

5-قالوا اضغث احلم و ما نحن بتأويل الاحلم بعلمبن(44)

 گفتند پاره اي خوابها بيهوده است و نيستم ما تعبير خوابهاي بيهوده را دانايان.

 

6-و قال الذي نجا منهما وادکر بعد و امة انا انبئکم بتأويله فأرسلون(45)

و گفت آنکه نجات يافته بود از آن دو و ياد آمدش پس از نسلي من آگاهيتان دهم به تعبيرش پس مرا بفرستيد.

 

7-يوسف ايها الصديق أفتنافي سبع بقرت سمان يأکلهن سبع عجاف و سبع سنبلت خضر و أخر يا بست لعلي أرجع الي الناس لعلهم يعلمون(46)

يوسف اي راستگو فتوي ده ما را در هفت گاو فربه که خوردنشان هفت لاغر و هفت خوشه ي سبز و ديگراني خشک شايد باز گردم بسوي مردم شايد ايشان بدانند.

 

8-قال تزرعون سبع سنين دأبا فما حصدتم فذروه في سنبله الا قليلا مما تأکلون(47)

گفت کشت کنيد هفت سال پياپي پس آنچه را درويديد بگذاريدش در خوشه ي خود جز اندکي که مي خوريد.

 

9-ثم يأتي من بعد ذلک سبع شداد يأکلن ما قدمتم لهن الا قليلا مما تحصنون(48)

پس بياييد پس از اين هفت سال سخت که مي خورند آنچه آماده کرديد براي آنها بجز اندکي از آنچه نگه ميداريد.

 

10-ثم يأتي من بعد ذلک عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون(49)

پس بياييد پس از آن سالي که در آن باران بارد بر مردم و در آن رهائي يابند.

11-و سوره يوسف آيه شريفه 100. بسم الله الر حمن الر حيم

و رفع ابويه علي العرش و خروا له سجدا و قال يا بت هذا تاويل رؤيي من قبل قد جعلا ربي حقا و قد احسن بي اذ اخرجني من السجن و جاء بکم من البو و من بعد ان نزغ الشيطن بيني و بين اخوتي ان ربي لطيف لما يشاء انه هو اعليم الحکيم.

و بر آورد پدر و مادر خويش را بر تخت و بيافتادند بر ايشان سجده کنان و گفت اي پدر اين است تعبير رؤياي من از قبل که گردانيدش خداوند راست و همانا بمن نيکي کرد هنگامي که برونم آورد از زندان و بياورد شما را از بيابان پس از ]آنکه اشوب کرد شيطان ميان من و برادرانم همانا پروردگار من  (در عمل ) لطيف است در آنچه خواهد و همانا او است داناي حکيم .

و سوره يوسف آيه 101 :

12-رب قد آتيتني من الملک و علمتني من تاويل الاحاديث فاطر السموات و الا رض انت ولي في ال دنيا و الاخره توفني مسلما و الحقني با لصلحين (101).

پروردگارا دادي مرا از پادشاهي و آموختي مرا از تعبير خوابها اي پديد آورنده آسمانها و زمين تويي دوست من در دنيا و آخرت درياب مرا تسليم و پيوسته دار مرا با شايستگان.

 در  سوره مبارکه فتح آيه (27 ) و سوره مبارکه اسراء آيه (60 )  در باره رويا و تعبير آن هستندو همچنين آيات ۱۰۲ و ۱۰۵ در سوره مبارکه صافات در باره خواب حضرت ابراهيم عليه السلام در امتحان ذبح حضرت اسماعيل عليه اسلام  می باشند.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۳
تگ ها :

اهميت تعبير رويا

سلام:

تعبير و تفسير رؤيا از مشکلترين مسائل مورد نياز مردم است بالاخره ناگزير و گاه و بيگاه انسان خواب هاي مبهمي مي بيند که چاره ايي جز تعبير واقعي ندارد. اما اين تعبير و تفسير را چه کسي مي تواند بکند و آيا به هر کس مي توان اعتماد کرد؟ و حرف هر کس در اين مورد قابل اعتماد است ؟ اين مسئله ايست که بايد بررسي دقيق شود . و معبرين واقعي شناخته شوند تا به ايشان مراجعه کنند . ضمنا بايد بررسي گردد که آيا قاعده ايي براي کيفيت تعبير هست که بتواند به آن قاعده و قانون اعتماد کرد.

اينک ملاحظه کنيد در يک خواب چه اختلاف تعبيري بوجود مي آيد حالا بايد ديد کدام تعبير صحيح است . وقتي فرعون زمان حضرت يوسف به نام "وليدبن ريان" که پادشاه اصلي مصر، او بود و عزيز مصر وزيرش محسوب مي شد. آن خواب را براي اعيان مملکت خود نقل کرد. که ديد هفت گاو فربه از يک نهر و رود خارج شدند و هفت گاو لاغر، که از نهري خشک خارج شدند هفت گاو چاق را خوردند و هفت خوشه گندم دانه بسته و عالي ديد اما هفت خوشه ديگر، خشک که بر آنها پيچيده بود.

اطرافيان فرعون گفتند : اينها خواب پوچ و آْشفته است ما تعبير چنين خواب هايي را نمي دانيم.  اما ديديم به معبر واقعي که مؤيد به تاييد خداوند و مطلع از واقعيات با افاضه ي خداوند بود، که رسيدند براي آنها چه تعبير مهمي کرد و با همين تعبير جان مردم آن مرز و بوم را از خطر مرگ قحط و غلا ، نجات بخشيد يوسف عليه السلام گفت: هفت سال مثل سالهاي قبل زراعت خواهيد کرد . محصول بر مي داريد. ولي هفت سال متوالي دچار کمبود آب و محصول کم خواهيد بود. بايد از اين سالها رخاء و فراواني براي سالهاي قحط و غلا نگه داريد و مقداري نيز براي بذر و کاشتن نگهداري کنيد تا بتوانيد نجات يابيد.

چنانچه ملاحظه مي کنيد؛ حضرت يوسف (ع) برنامه ي اقتصادي يک مملکت تا چهارده سال بحراني را توضيح مي دهد. که فرعون تحت تاثير تعبير صحيحي و در عين حال مسلم او قرار مي گيرد و تقاضا مي کند يوسف زنداني را آزاد نموده بياورند. با همين تعبير به مقامي عالي مي رسد و فرمانرواي مصر ميگردد.

در کافي نقل مي شود: محمدبن مسلم گفت: خدمت حضرت صادق (ع) رسيدم. ابوحنيفه نيز حضور داشت. گفتم آقا يک خواب عجيب ديده ام فرمود کسي که عالم خواب و تعبير است اينجا نشسته،و رو به ابوحنيفه کرد. خواب خود را براي او نقل کن!

گفت در خواب ديدم وارد خانه ام شدم . زنم از خانه خارج شد گردوي زيادي را شکست و بر سر و صورتم پاشيد. ابو حنيفه گفت: تو چند روزي با خويشاوندان زنت در ارث اختلاف خواهي داشت. اما بعد از يک گرفتاري زياد به حاجت خود ميرسي امام عليه السلام فرمود:والله درست (به خطا) رسيدي. ابو حنيفه از جا حرکت کرد و رفت.

ابو بصير گفت: آقا از تعبير او خوشم نيامد فرمود: ناراحت نشو تعبير او با تعبير ما فرق دارد.

پس علم تعبير به طوري که از آيات و روايات استفاده ميشود، علم بسيار شريف و با اهميت است که خداوند يکي از دلايل نبوت حضرت يوسف عليه السلام را ، اطلاع از علم تعبير قرار داده . " و کَذلک يَجتنبک ربک و يُعلّمک مِن تَاويل الاحاديثِ " خداوند، تو را انتخاب نمود و به تعبير خواب و تاويل اين وقايع آشنا نمود.

اين علم صد در صد عنايتي است از خداوند که به انبياء و ائمه اطهار عليهم السلام و گاهي به بعضي از فضلا از علما و دانشمندان که آن هم بر اثر مخالفت با هواي نفس و شدت پايداري در راه خداوند داده شده ديگر نمي توان به تاويل و تعبير اين و آن اعتماد کرد بايد دنبال معبري گشت که يا معصوم باشد و يا ارتباط خاص با معصومين داشته باشد تا به تاويل او اعتماد نمايد.

امام صادق (ع) به طربال فرمود: وقتي پادشاه دستور داد يوسف را زنداني کنند. خداوند تعبير خواب را در آنجا به يوسف الهام نمود  که در زندان خواب زندانيان و اطرافيان آنها را تعبير مي نمود.

در حديث ديگر جابر جعفي از امام باقر (ع) نقل ميکند: من از تعبير رؤيا که از دانيال نبي نقل مي شود پرسيدم، که آيا صحيح است يا نه ؟ فرمود بلي صحيح است به او وحي مي شد.

 او پيامبر بود از چيزهايي که خداوند به او آموخته بود تعبير رؤيا بود. پيامبري صديق و حکيم بود به خدا و به محبت ما خانواده اعتقاد داشت. پرسيدم به محبت شما خانواده؟!  قالَ اي وَالله وَ ما من  نبي و لا مَلکٍ الاّ و کانَ يوُمِنُ بمجبتنا "

فرمود آري به خدا قسم هيچ پيامبر و فرشته ايي نيست مگر اينکه دين او به ما خانواده است.(دارلسلام ،ج4،ص327و328)

مرحوم نوري ، در دارلسلام مي نويسد : علم تعبير از علوم انبيا است خصوصا در مورد يوسف صديق و دانيال پيامبر، که يا تصريح دارند و يا با اشاره از قواعد آنها استفاده مي شود. و يا از علومي که به ائمه منتهي مي شود يا کسي که با تهذيب نفس و مخالفت با هواي نفس به چنين مقامي رسيده است.

با اين توضيح معلوم ميشود که رجوع به کتابهاي تعبير فايده ايي ندارد مخصوصا کتابهايي که داخل اين اقسام نباشد با اينکه گاهي بعضي از مطالب آنها ممکن است با واقعيت تطبيق نمايد ولي قابل اعتماد نيست.

اين ادعا را ثابت مي کند فرمايش امام صادق (ع) که به محمدبن مسلم . در مورد تعبير خوابش به وسيله ابو حنيفه فرمود: تعبير آنها با تعبير ما مطابقت ندارد و از ما نيز مطابق آنها نخواهد بود. در نتيجه اعتماد به تعبير ابن سيرين و ديگران که در اين راستا نيستند صلاح نيست . در روايات امام صادق(ع) مي فرمايد: رؤيا مطابق مي شود با تعبيري که اشخاص مي کنند. مثل کسي که پايش را از زمين بلند کرده نمي داند کجا بايد بگذرد، به او اجازه مي دهند فلان جا بگذارد.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۳
تگ ها :

خواب و رويا

سلام:

 

يکي از نياز هاي زيستن انسان، خواب است که ارضاء اين غريزه، امر ضروري است و اقدام به تأخير انداختن آن ممکن نيست، نيازهاي جسمي انسان، قابل تاخير هستند. مانند نياز جنسي و يا خوراکي اما تحقيقي که از طريق آزمايش نشان داده است، دو روز نخوابيدن موجب هذيان گفتن مي شود و ادامه آن تا چهار روز باعث از دست دادن حافظه مي گردد. و به مدت يک هفته به طور کلي فرد را از فعاليت مي اندازد مهمترين شکنجه ها براي شخص، وادار به  بي خوابي و جلوگيري از خوابيدن است که بدن تحمل آن را ندارد در احاديث اسلامي نيز همين نظريه صريحاً ذکر شده . امام صادق (ع) مي فرمايد: ستة ليس للعباد فيها صنع: المعرفة و الجهل. والرضا و الغضب و النوم و اليقطه(خصال صدوق ،ج۱،ص ۲۸۹)

در شش مورد است که مردم در آنها نقشي ندارند و از توانشان خارج است . ۱- معرفت که افاضه خدا است . ۲- جهل پرده هاي ناداني و جهالت ۳- خوش آمدن از چيزي ۴- خشم گرفتن از چيز ديگر ۵- خواب ۶- بيداري. قرآن کريم نيز مي فرمايد " و جعلنا نومکم سباتا " (سوره نباءآيه9) خواب شما را ، مايه آرامشتان قرار داديم.

در تفسير نمونه ذيل آيه مي نويسد: با اينکه يک سوم زندگي انسان را خواب تشکيل مي دهد، هنوز اسرار خواب به خوبي شناخته نشده حتي اينکه چه عامل سبب ميشود که در لحظه اي معين، بخشي از فعاليتهاي مغزي از کار مي افتد و سپس پلک چشمها بر هم آمده و تمام اعضاي تن، در سکون و سکوت فرو ميرود، هنوز به درستي روشن نيست ولي اين مسئله روشن است که "خواب" نقش عظيمي در سلامت انسان دارد. پزشکان رواني تلاش مي کنند که خواب بيمار خود را تنظيم کنند. چرا که بدون آن تعادل رواني از بين مي رود و معالجه بيمار ممکن نيست.

خلاصه اين تحول و دگرگوني عجيبي که به نام "خواب" براي انسان پيدا مي شود. شگفتي زيادي دارد که آن را شبيه يک معجزه مي دانند .

از نظر پزشکي نوعي ترشحات شيميايي خاصي است که در مغز جمع مي شوند به گونه اي که عدم ارضاي اين نيازها، انسان را گرفتار انواع آسيب ها مي نمايد.

بعضي علت خواب را عاملي فيزيکي مي دانند که انتقال خون از مغز، به قسمت هاي ديگر بدن، اين پديده را به وجود مي آورد و براي اثبات عقيده خود از تختخواب مخصوص استفاده مي کنند به نام تختخواب ترازويي.

بعضي عامل عصبي مي دانند . که سيستم فعاليت عصبي ويژه اي در مغز موجود است که حکم گاز اتومبيل را دارد بر اثر خستگي خاموش ميشود.(تفسير نمونه ،ج۱۶ ص۴۵)

پس هنوز عامل اصلي خواب به طور مسلم تشخيص داده نشده ولي از نظر اسلام، ارضاي آن يک ميزان خاص و بيش از حد ارضاي آن موجب نتيجه اي کاملا متضاد مي گردد. به اين معني که خواب وسيله اي است صرفا براي وظايف ديني که بستگي به نياز دارد و اگر در آن زياده روي شود نتيجه منفي خواهد داشت.

امام موسي کاظم (ع) مي فرمايد: " ان الله عزوجل يبغض العبد النوام الفارغ" خداوند از آدم بي کار، پر خواب، بدش مي آيد امام صادق (ع)‌ مي فرمايد: " کثرة النوم مذهبة للدين و الدنيا" خواب زياد، دين و دنياي انسان را از بين مي برد.

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۳
تگ ها :