اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

آ يات شريفه قرآن کريم درباره رؤيا و تعبير رؤيا

 

 

1-سوره يوسف عليه السلام آيه 4 : 

 بسم الله الرحمن الرحيم

 اذ قال يوسف لابيه يا ابت اني رايت احد عشر کوکبا والشمس و القمر رايتهم لي  سجدين.( 4)

 

هنگامي که گفت يوسف به پد ر خود اي پدر هما نا من در خو ا ب ديدم يازده ستا ره و خورشيد و ما ه را برا يم سجده کنند گان.

 

ستاره به معني برادر يا سرباز است. يوسف10 برادر نا تني و يک برادر تني داشت.

خورشيد به معني پدر يا پادشاه است.

ماه  به معني مادر يا وزير است. که بعد از 20 سال و حوادث بسيار و به مقام وزارت رسيدن يوسف خانو اده او به ديدن او رفتند.

 

سوره يوسف آيه شريفه (5) :

بسم الله الرحمن الر حيم .

2-قال  يبني لا تقصص رؤياک علي اخوتک فيکيدو لک کيدا ان الشيطان للانسان عدو مبين .(5)

 

 دراين آيه حضرت يعقوب به حضرت يوسف توصيه مي کند خواب خود را به برادر ان خود نگويد زيرا آنها حسود هستند و شيطان براي انسان دشمني آشکار  است .

 

3-سوره يوسف آيه شريفه (36).

 بسم الله الر حمن الر حيم .

و دخل معه السجن فتيان قال احدهما اني ارني اعصر خمرا و قال الاخر اني ارئني احمل فوق راسي خبزا تاکل طير منه نبئنا بتا ويله انا نرئک من المحسنين (36)

و داخل شدند با وي به زندان دو جوان، گفت يکيشان هما نا به خواب ديدم خويش را که که انگور مي فشارم و  ديگري گفت ديدم به خواب خويش را که بر گرفتم بر سر خود ناني که پرندگان از آن مي خوردند .   آگاهي ده ما را از تعبير آن. که مي بينيمت هر آينه از نيکو کاران.

 

آب انگور گرفتن خدمت پادشاه کردن

نان بر سر داشتن و پرنگان خوردن ، اعدام شدن است.

 

4-سوره يوسف آيه شريفه 43.

بسم الله الر حمن الر حيم

و قال الملک اني اري سبع بقرات سمان ياکلهن سبع عجاف و سبع سنبلت خضر و اخر يا بست .يا ايها الملاء افتوني في رؤياي ان کنتم للرؤيا تعبرون .(43)

و گفت پادشاه ديدم در خواب هفت گاو فربهاي که مي خوردند آنها را هفت گاو لاغر و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک. اي جماعت فتوي دهيدم اگر خواب را تعبير مي توانيد.

گاو فربه اگر به خانه اي وارد شود به معني يک سال نعمت و برکت است و هفت گاو هفت سال. سپس گاو لاغر بر عکس فقر و قحطي و هفت گاو لاغر هفت سال قحطي .

 

5-قالوا اضغث احلم و ما نحن بتأويل الاحلم بعلمبن(44)

 گفتند پاره اي خوابها بيهوده است و نيستم ما تعبير خوابهاي بيهوده را دانايان.

 

6-و قال الذي نجا منهما وادکر بعد امة انا انبئکم بتأويله فأرسلون(45)

و گفت آنکه نجات يافته بود از آن دو و ياد آمدش پس از نسلي من آگاهيتان دهم به تعبيرش پس مرا بفرستيد.

 

7-يوسف ايها الصديق أفتنافي سبع بقرت سمان يأکلهن سبع عجاف و سبع سنبلت خضر و أخر يا بست لعلي أرجع الي الناس لعلهم يعلمون(46)

يوسف اي راستگو فتوي ده ما را در هفت گاو فربه که خوردنشان هفت لاغر و هفت خوشه ي سبز و ديگراني خشک شايد باز گردم بسوي مردم شايد ايشان بدانند.

 

8-قال تزرعون سبع سنين دأبا فما حصدتم فذروه في سنبله الا قليلا مما تأکلون(47)

گفت کشت کنيد هفت سال پياپي پس آنچه را درويديد بگذاريدش در خوشه ي خود جز اندکي که مي خوريد.

 

9-ثم يأتي من بعد ذلک سبع شداد يأکلن ما قدمتم لهن الا قليلا مما تحصنون(48)

پس بياييد پس از اين هفت سال سخت که مي خورند آنچه آماده کرديد براي آنها بجز اندکي از آنچه نگه ميداريد.

 

10-ثم يأتي من بعد ذلک عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون(49)

پس بياييد پس از آن سالي که در آن باران بارد بر مردم و در آن رهائي يابند.

11-و سوره يوسف آيه شريفه 100. بسم الله الر حمن الر حيم

و رفع ابويه علي العرش و خروا له سجدا و قال يا بت هذا تاويل رؤيي من قبل قد جعلا ربي حقا و قد احسن بي اذ اخرجني من السجن و جاء بکم من البو و من بعد ان نزغ الشيطن بيني و بين اخوتي ان ربي لطيف لما يشاء انه هو اعليم الحکيم.

و بر آورد پدر و مادر خويش را بر تخت و بيافتادند بر ايشان سجده کنان و گفت اي پدر اين است تعبير رؤياي من از قبل که گردانيدش خداوند راست و همانا بمن نيکي کرد هنگامي که برونم آورد از زندان و بياورد شما را از بيابان پس از ]آنکه اشوب کرد شيطان ميان من و برادرانم همانا پروردگار من  (در عمل ) لطيف است در آنچه خواهد و همانا او است داناي حکيم .

و سوره يوسف آيه 101 :

12-رب قد آتيتني من الملک و علمتني من تاويل الاحاديث فاطر السموات و الا رض انت ولي في الدنيا و الاخره توفني مسلما و الحقني با لصلحين (101).

پروردگارا دادي مرا از پادشاهي و آموختي مرا از تعبير خوابها اي پديد آورنده آسمانها و زمين تويي دوست من در دنيا و آخرت درياب مرا تسليم و پيوسته دار مرا با شايستگان.

 

و در  سوره مبارکه فتح آيه (27 ) و سوره مبارکه اسراء آيه (60 )  در باره رويا و تعبير آن هستند .                  

  

 

  
نویسنده : معبر ; ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۸
تگ ها :

خواب

 

 

يکي از نياز هاي زيستن انسان، خواب است که ارضاء اين غريزه، امر ضروري است و اقدام به تاخير انداختن آن ممکن نيست، نيازهاي جسمي انسان، قابل تاخير هستند. مانند نياز جنسي و يا خوراکي اما تحقيقي که از طريق آزمايش نشان داده است، دو روز نخوابيدن موجب هذيان گفتن مي شود و ادامه آن تا چهار روز باعث از دست دادن حافظه مي گردد. و به مدت يک هفته به طور کلي فرد را از فعاليت مي اندازد مهمترين شکنجه ها براي شخص، وادار به به بي خوابي و جلوگيري از خوابيدن است که بدن تحمل آن را ندارد در احاديث اسلامي نيز همين نظريه صريحا ذکر شده . امام صادق (ع) مي فرمايد: ستة ليس للعباد فيها صنع: المعرفة و الجهل. والرضا و الغضب و النوم و اليقطه(خصال صدوق ،ج1،ص 289)

در شش مورد است که مردم در آنها نقشي ندارند و از توانشان خارج است . 1- معرفت که افاضه خدا است . 2- جهل پرده هاي ناداني و جهالت3- خوش آمدن از چيزي 4- خشم گرفتن از چيز ديگر 5- خواب 6- بيداري. قرآن کريم نيز مي فرمايد " و جعلنا نوککم سباتا " (سوره نباءآيه9) خواب شما را ، مايه آرامشتان قرار داديم.

در تفسير نمونه ذيل آيه مي نويسد: با اينکه يک سوم زندگي انسان را خواب تشکيل مي دهد، هنوز اسرار خواب به خوبي شناخته نشده حتي اينکه چه عامل سبب ميشود که در لحظه اي معين، بخشي از فعاليتهاي مغزي از کار مي افتد و سپس پلک چشمها بر هم آمده و تمام اعضاي تن، در سکون و سکوتفو ميرود، هنوز به درستي روشن نيست ولي اين مسئله روشن است که "خواب" نقش عظيمي در سلامت انسان دارد. پزشکان رواني تلاش مي کنند که خواب بيمار خود را تنظيم کنند. چرا که بدون آن تعادل رواني از بين مي رود و معالجه بيمار ممکن نيست.

خلاصه اين تحول و دگرگوني عجيبي که به نام "خواب" براي انسان پيدا مي شود. شگفتي زيادي دارد که آن را شبيه يک معجزه مي دانند .

از نظر پزشکي نوعي ترشحات شيميايي خاصي است که در مغز جمع مي شوند به گونه اي که عدم ارضاي اين نيازها، انسان را گرفتار انواع آسيب ها مي نمايد.

بعضي علت خواب را عاملي فيزيکي مي دانند که انتقال خون از مغز، به قسمت هاي ديگر بدن، اين پديده را به وجود مي آورد و براي اثبات عقيده خود از تختخواب مخصوص استفاده مي کنند به نام تختخواب ترازويي.

بعضي عامل عصبي مي دانند . که سيستم فعاليت عصبي ويژه اي در مغز موجود است که حکم گاز اتومبيل را دارد بر اثر خستگي خاموش ميشود.(تفسير نمونه ،ج16 ص45)

پس هنوز عامل اصلي خواب به طور مسلم تشخيص داده نشده ولي از نظر اسلام، ارضاي آن يک ميزان خاص و بيش از حد ارضاي آن موجب نتيجه اي کاملا متضاد مي گردد. به اين معني که خواب وسيله اي است صرفا براي وظايف ديني که بستگي به نياز دارد و اگر در آن زياده روي شود نتيجه منفي خواهد داشت.

امام موسي کاظم (ع) مي فرمايد: " ان الله عزوجل يبغض العبد النوام الفارغ" خداوند از آدم بي کار پر خواب، بدش مي آيد اما صادق (ع)‌ مي فرمايد: " کثرة النوم مذهبة للدين و الدنيا" خواب زياد، دين و دنياي انسان را از بين مي برد.

والسلام

  
نویسنده : معبر ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۳
تگ ها :