اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

ارتباط در عالم ارواح

سلام

دو برادر در يک وقت و يک ساعت در داخل حمام به خاطر انفجار گاز خفه شدند. پدر آنها که در منزل به خواب رفته بود می بيند که پسرانش در ميان حمام يکديگر را در آغوش گرفتند. و به اسمانها پرواز کردند.

فرياد زدم که همان فرياد موجب بيداريم از خواب شد. صبر کنيد منهم گفتم بيايم گفتند : نه تو به جسدت تعلق داری تو به دنيا برگرد از خواب بيدار شدم بعد از ساعتی به من خبر داد ند که هر دو پسرت در حمام خفه شدند. شب بعد که از فراق فرزندانم به خواب رفته بودم دوباره همين منظره را در عالم رويا ديدم ولی اين بار ا»ها به من گفتند تو را با خود می بريم به شرط انکه هر وقت گفتيم برگرد بدون معطلی برگردی. من هم قول دادم و با آنها پرواز نمودم تا آنکه به جايی رسيدند که در انجا ارواح زندگی می کردند هر کدام از انها با انکه جمعيتی زياد بودند يک قصر و يک باغ بزرگ داشتند جويهای شير و عسل در آنها جاری بود در يک لحظه انسان می توانست همه ارواح را ببيند و با همه تماس بگيرد همه به استقبال تازه واردها می امدند ملائکه هم مانند خدمتگزار در خدمت ارواح بودند. ارتباط آنها با خدا به نحوی لذت بخش بود که به من گفتند تا رسما به عالم بعد از دنيا وارد نشوی متوجه آن لذتها نميگردی با وجود اين آنقدر لذت بردم که فراموش نمی کنم . گفتم : خوشا به حال شما که هميشه با اين لذتها هستيد. من در آنجا غريب بودم اگر کسی می خواست با من حرف بزند با احتياط حرف ميزد اسرارشان را از من مخفی ميکردند به خاطر پسرانم مرا به انجا راه داده بودند. بالاخره همانطوری که با آنها از آسمانی به آسمان ديگر و از بهشتی به بهشت ديگر میرفتم. به جايی رسيدم که ملکی جلو مراگرفت و گفت حق نداريد از اينجا جلوتر برويد . پسرانم رفتند و من از خواب بيدار شدم.

از کتاب سرگذشت عجيب ارواح ، ص ۲۰۱

  
نویسنده : dreamsfact.com ; ساعت ٦:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٢
تگ ها :