اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

چشمش کور شد

سلام ؛

مرحوم دستغيب در کتاب داستانهاي شگفت انگيز خود به شماره ي 130، ص447 مي نويسد: يکي از بزرگان اهل علم و تقوي نقل کرد؛ يکي از بستگانش در اواخر عمر ملکي خريده بود، از استفاده ي آن زندگي را مي گذراند پس از مرگش او را در خواب ديدند که کور بود سبب کوري را پرسيدند که چرا در برزخ نابيا شده اي؟! گفت: ملکي را که خريده بودم وسط زمين مزروعي چشمه ي آب گوارايي بود که اهالي ده مجاور، مي آمدند، از آن آب بر ميداشتند و حيوانات خود را آب مي دادند. به واسطه ي رفت و آمدشان مقداري از زراعت من خراب مي شد، براي آنکه سودم از مزرعه کم نشود و راه آمد و شد مردم را بگيرم به وسيله ي خاک و سنگ و گچ آن چشمه را کور کردم و خشکاندم. مجاورين به ناچار براي تهيه ي آب به راه دوري مراجعه ميکردند اين کوري من به واسطه کور کردن آن چشمه است. گفتم چاره چيست؟

گفت اگر وارثها بر من رحم کنند و آب چشمه را جاري سازند تا مورد استفاده ي مجاورين گردد حال من خوب مي شود. ايشان نقل کردند من به ورثه اش مراجعه کردم و آنها پذيرفتند و چشمه را گشودند و پس از چندي آن مرحوم را در با حالت بينايي و سپاسگذازي در خواب ديدم.     

 

  
نویسنده : dreamsfact.com ; ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٥/۱٦
تگ ها :