اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

 

نمونه هايي از تعبير خواب ( قسمت چهارم )

--مردي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم که تخم مرغهايي را در دست دارم و يکي را پس از ديگري مي شکنم، سفيده هاي آن را بيرون مي آورم و زرده هايش را مي گذارم. ابن سيرين به ملازمان خود گفت: از خواب او معلوم مي شود که او شبانه گورهاي مردگان را مي شکافد و کفن آنان را مي دزدد. آن مرد که خود را گرفتار ديد اعتراف نمود. (مستطرف، ج2 ، ص 100)

--بيماري به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم که کسي براي شفاي من به من گفت که «لا و لا» بخور که خوب مي شوي. ابن سيرين گفت: برو و زيتون بخور، زيرا که خداوند درباره ي آن فرموده: لا شرقية و لا غربية.

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم با موشي مقاربت کردم و بعد، از فرج آن خرمايي بيرون آمد. ابن سيرين فرمود: معلوم مي شود زن نابکاري را به عقد خود در آورده اي. آن شخص گفت: بلي. ابن سيرين گفت: ولي مژده باد ترا که از اين زن فرزند صالح خوبي نصيب تو مي شود.

--شخصي به ابن سيرين گفت: خواب ديدم که مرغي آمد و بر درختي نشست و تمام شکوفه هاي آن را خورد، سپس پرواز کرد. ابن سيرين از شنيدن اين خواب متغير شد و  گقت: اين نشانه ي فوت علما است. اتفاقا در همان چند روزه «حسن بصري»و «فرزدق» شاعر و چند نفر ديگر از فقهاء که در مدينه ي منوره متوطن بودند از دنيا رفتند. (زينة المجالس، صفحه 236)

-- شخصي در خواب ديدکه مناره هاي يک مسجد را چوب مي زنند. خواب خود را نقل کرد. معبر فرمود: رئيس آن محل را که از او بزرگتر نباشد در حال ايستاده تازيانه بزنند. اتفاقا همانطور شد. (از کتاب بحيرة، ص 434)

-- عبدالملک مروان در خواب ديد که چهار نوبت در محراب مکه بول کرده است. معبر گفت: بعد از تو چهار نفر از اولاد تو مسند خلافت را نجس سازند و بنا حق بر منبر رسول خدا بالا روند. اتفاقا پس از چندي صدق اين گفتار ظاهر شد.

-- يکي از خلفاء نسبت به امير المؤمنين علي (ع) اظهار عداوت مي نمود. اتفاقا شبي در خواب ديد که آنحضرت در ميان آتش قرار دارد. خواب خود را نقل نمود. معبر گفت: آن شخصي که در ميان آتش ديده ايد بايد يا پيغمبر باشد و يا امام: چون خداوند در قرآن کريم مي فرمايد: ان بورک من في النار ومن حولها. يعني : کسي که در آتش است يا اطرافش در طلب است مبارک باد. خليفه توبه نمود و از اظهار عداوت نسبت به آن حضرت صرفنظر کرد.

--در زماني که ميان اسکندر و دارا جنگ بود، شبي اسکندر خواب ديد که با دارا کشتي مي گيرد و دارا او را طوري زمين زد که نتوانست از زمين بر خيزد. خواب خود را نقل کرد. ارسطو گفت:‌معناي زمين زدن دارا شما را، تسلط پيدا کردن شما است بر زمين، و در اختيار گرفتن شما است زمين را. پس از زمان کوتاهي تمام روي زمين در تصرف اسکندر درآمد.(زينة المجالس،ص232)

-- يکي از امراء موصل و همسرش، چون فرزند ذکوري نداشتند روي عقيده ي خود نذر کرد که اگر خداوند به آنها پسري بدهد، او را راهزن زوار قبر امام حسين(ع) به نمايند. از قضاي اتفاق آنها پس از اين نذر داراي پسري شدند که اسمش را جماالدين گذاشتند. بعد از آنکه پسر به حد رشد و بلوغ رسيد خواستند به نذرشان عمل کنند او را با چندين نفر از دوستانش بر سر راه زوار به محلي به نام "مسيب"‌فرستادند. همينکه آنها به محل نامبرده رسيدند براي رفع خستگي خوابيدند. جماالدين در خواب ديد که قيامت به پا شده است و خلايق در وحشت و اضطرابند. ملايکه عذاب، کفار و مجرمين را به طرف آتش دوزخ مي کشانند. در همين بين ملکي رسيد و او را گرفت و با بد ترين وضع به نزد مالک دوزخ برد ، تا با موافقت او به دوزخش بيندازند.همينکه مالک دوزخ جوان مذبور را ديد متوجه آن ملک شد و گفت : آتش ، مامور نيست اين جوان را بسوزاند ، چون جمعي از زايران که از اينجا مي گذشتند غباري از زير پاي آنها برخواسته و بر سر و صورت اين جوان نشسته، تا او را نشوييد آتش به او صدمه نخواهد رساند. اين خواب موجب شد که خود اين جوان و پدر و مادرش از راه خود برگشتند و از شيعيان خالص شدند.

يکي از خلفا ملک الموت را در خواب ديد، و از او عمر خود را سوال کرد. او هم با پنج انگشت خودش اشاره نمود. خليفه خواب خود را نقل کرد. ابو حنيفه گفت : اي خليفه اشاره ملک الموت به آن پنج علمي است که مختص به خداوند است و در قرآن کريم در آيه آخر سوره لقمان آمده است.( کسي نمي داند کي و در کجاي کره زمين ميميرد.هيچ کس نمي داند زني به چه باردار مي شود. کسي نمي داند کي و کجا باران مي بارد.کسي نمي داند فردا چه خواهد کرد و چه کسب مي کندو... کسي نمي داند کي قيامت آغاز خواهد شد.

فقيري در خواب ديد پا بر بال جبرييل گذارده و نماز مي گذارد. خواب را نقل کرد. معبر گفت : گويا روي قرآن ايستاده اي و نماز بجا مي آوري . او در صدد تحقيق بر آمد و در زير فرش نمازش ورقي از قرآن را يافت .

 

شخصي خدمت امام چهارم عليه السلام شرفياب شد و عرض کرد در خواب ديدم که در دست خود   بول  مي کنم. حضرت فرمودند : معلوم مي شود همسرت بر تو حرام است. پس از بررسي کشف شد که همسرش خواهر رضاعي او است .

خليفه مهدي عباسي در خواب ديد صورتش سياه شده، وقتي خوابش را نقل کرد ابراهيم کرماني گفت : خداوند عالم دختري به شما کرامت فرمايد . خليفه گفت ، از کجا مي گويي ؟ ابراهيم گفت : از قول خداي متعال که فرمود : " و اذا بُشِّر َاحدُهم با الاُنثي ظَلّ وَجهُه مُسوَّدا ًو هو َکَظيم " . پس از گذشت مختصري از زمان ، خداوند دختري به خليفه عطا کرد.

 

فاطمه بنت اسد والده ماجده حضرت امير المو منين عليه السلام شبي خواب ديد : " شمشيري در دست دارد که يکباره آن مبدل به بچه شيري شد ، و به فاصله کمي شيري عظيم گرديد و از دست او به کوه ها و دره ها روانه شد، و از رعبي که داشت هيچکس را ياراي آن نبود که به او نزديک شود. در همين حال حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله ظاهر شد و آن شير قوي به سوي آن حضرت رفت و مانند آهويي رام ، مطيع و منقاد وي گرديد." پس از گذشت زمان کمي ،  اين خواب با ولادت حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام تعبير گشت.( دارالسلام )

 

مردي نزد شيخ سعيدالدين حزير آمد و گفت : در خواب  ديدم که روي دو پاي خود ميان آتش ايستاده ام شيخ گفت : اين شخص خوابي ديده است که دلالت مي کند بر اينکه او کفشهاي مردم را مي دزدد. او را پيش حاکم بردند و او اعتراف کرد.

 

  
نویسنده : dreamsfact.com ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٤
تگ ها :