اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

درماني براي سر درد

سلام:

محمد بن جرير طبري در کتاب خود آورده است:

حرث بن روح از پدرش و او از جدش روايت کرده که به فرزندانش مي گفت: هر گاه امر دشواري بر شما ها روي آورد و يا غم و حزني عارضتان گرديد، پس شب با وضو به رختخواب برويد و تنها بخوابيد و هفت مرتبه سوره والشمس و هفت مرتبه سوره والليل را بخوانيد و بخوابيد تا هفت شب که لازم نيست متوالي باشد .

راوي گفت که درد سري بر من عارض شده بود که علاج آنرا نمي دانستم ، پس همين دستور را اجرا کردم.در همان شب اول در عالم رؤيا دو نفر به نزدم آمدند يکي نزد سر و ديگري نزديک پاهايم نشستندو يکي به ديگري گفت :بدنش را مسح کن و او تمام بدنم را معاينه کرد تا به جايي از سرم رسيد و خطاب به من اظهار داشت : اين قسمت از سرت را حجامت کن ! چنان کردم و سر دردم خوب شد و اين موضوع را به هر  کس گفته ام با عمل به آن _ اگر بيماري داشته _ درمان را يافته است. ( حقير نيز چند باري اين عمل را آزموده ام و بسيار مجرب بوده است، ورزنده.)

دعاي مستجاب!

مردي رسول خدا صلي الله عليه و آله را در خواب ديد که خطاب به وي مي فرمايد: برو به فلان مرد مجوسي بگو " دعا مستجاب شد ". مي گويد از خواب بيدار شدم اما با خود گفتم به او چه بگويم ! و از ابلاغ پيام پيامبر امتناع کردم. اما اين رؤيا دو بار ديگر تکرار شد. نا گزير به نزد مرد مجوسي که فرد متمکن و داراي ثروت بود رفتم و به او گفتم: رسول خدا فرمودند که بتو بگويم دعا مستجاب شد. مجوسي گفت مرا مي شناسي گفتم آري! او گفت : من به نبوت پيامبر تو و آيين او اعتقادي ندارم! من به او گفتم اما حضرت رسول سه بار در خواب به من امر فرمودند اين پيام را به تو برسانم.

ناگاه ديدم سر به زير انداخته و بر زبان او جاريست که : اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمدا رسول الله.سپس خانواده خويش را فرا خواند و گفت هر يک از شما که به آيين پيامبر گرايد از اموالم به او مي بخشمو گرنه اموال خود را از او مي ستانم . سپس به من گفت مي داني آن دعا چه بوده است؟ گفتم نه ولي مي خواهم بدانم. گفت در مراسم عروسي يکي از فرزندانم سفره اي مفصل گستراندم و افراد هم آيين خود را دعوت کردم.

در همسايگي ما خانواده اي با عزت اما فقير و کم بضاعت زندگي مي کرد همين که سفره ما گسترده شد، دختر همسايه با سوز و گداز خاصي به مادرش گفت : اين مجوسي با بوي غذايش ما را آزرده مي کند، من که صداي اين دخترک را شنيدم متاثر شدم و دستور دادم مقدار زيادي مواد غذايي ، لباس و پول براي اين خانواده ببرند.

وقتي همسايه چنين ديد دخترک به افراد خانواده گفت سوگند به خدا از اين غذا نمي خوريم تا براي صاحب آن دعا کنيم، سپس دعا کردند و آن دختر گفت خداوند ترا با جد ما رسول خدا محشور کند و حاضرين آمين گفتند. اين همان دعا است که  حضرت رسول فرمودند:  مستجاب شد.

  
نویسنده : dreamsfact.com ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٧/۱٤
تگ ها :