اولين بلاگ درباره تعبير خواب

توضیحاتی در مورد خواب و تعبیر آن

خواب مادر اميرالمؤمنين علي (ع)

 سلام:

 

در قران کريم سوره يوسف آمده است : " نمير و اهلنا ... " يعني به اهل خود غذا دهيم و" امير" به معني غذا دهنده ي روحاني مؤمنين مي باشد و اين لقب خاص به علي عليه السلام است.و همين است که نام و ياد علی از دلها بيرون نمی رود و هر که فضيلتی بابد به واسطه اوست.

 

در اثبات الوصيه مسعودي آمده است که:

پيغمبر (ص) به فاطمه بنت اسد فرمود: البته پسري زايي که چهارم پسران تو است دلير، سرور، پيشوا، فرمانبر، متوجه بدينش و در کار پروردگارش، نمازگزار و روزه دار.

 

فاطمه گفت: در گفتار او بانديشه شدم و پس از چند شب بخواب ديدم کوههاي شام روي پاشنه با روپوش آهن ،پيش آيند و فرياد کشند و کوههاي مکه شتابان در بر آنها رفتند و فريادي پر هراس بر کشيدند و مانند مجمر آتش شراره بر آنها دميدند و کوه ابوقبيس چون اسبي انباشته از ساز و برگ تير وشمشير پراکند به راست و چپ و مردم آنها را برگيرند و من چهار شمشير و کلاه خود آهن طلا اندود بر گرفتم. چون به مکه درآمدم شمشيري در آب افتاد و فرو شد، دومي در جوي پريد و شتابيد و رفت، سومي به زمين افتاد و شکست، و چهارمي برهنه در دستم ماند. بدان يورش بردم و آن شمشير بچه شيري شد و آنگاه شير درنده ايي گشت و از دستم برون شد و بدان کوه ها گذر کرد و در عرصه آنها مي گشت و سنگ هاي آنها را ميدريد و مردم از آن نگران و بر حذر بودند ناگاه محمد (ص) آمد و گردن او را گرفت. او چون آهوي رامي منقاد او شد . هراسان بيدار شدم و از دانشمند و کاهني خبر گرفتم به من مژده و نويد دادند و از قيافه شناس و فال بين ديگر نظر خواستم ونزد اباکرز کاهن که استاد بود رفتم. او دنبال نيازي رفته بود. چشم به راهش نشستم. "جميل" کاهن قبيله بني تميم  آنجا بود که دلخواهم نبود  و او رو به من کرد خنديد و گفت:

سوگند به ستاره ها و سوگند به نعمت بخش و افريننده زمين و آسمان که از ماندن من خوشنود نيستي و دور شدن مرا خواهي تا خوابت را از اباکرز بپرسي و اکنون به تو خبر ها دهم. گفتم اگر راست مي گويي خودت بگو من چه خواب ديدم و او سروده اي گفت که خواب من بي کم و کاست در آن شعر بود.

فاطمه گفت: اي جميل به خدا راست گفتي، همين خواب را ديدم تعبيرش را بگو و او چنين سرود:

 

تيغ ها باشد تو را همچون شکاراني چهار   *      چــــــــار فـــرزند ذکور ارجمند نامدار

 

و آن که خود درخشانت يکي دوختر ز پي   *      را دو زيــبا و دلارام و دلـيـر و تـاجــدار

 

آنکه اندر آب افتــــادت غريــــب و نا پـديد    *      در ميـــان لجه اي آلوده از کف بيگدار

 

و آن پريده از ميان گردد دچار دشمــــنان    * در نبردي بت پرستان مي کشندش زارزار

 

و آن سوم بشکسته ميرد، زير خاک آيد نهان*    در پي عمري بلـند آيد گــرفتــار مــــزار

 

چهارمين يورشگر چون شير اندر بيشه ها   *    کــه بــه مـيدان ها برآيد تا بجويد کارزار

 

او امام خلق باشد پيشوايي خير خواه   * کافري اندر نبردش سر دهد بس ، خوار و زار

 

 پهلواني گر به او برخورد افتد بر زمين   *          تا بــبيني کافران را سرنگون زير حصار

مژده بادت خواب خوش آورده ايي اندر کنار .

 

خواب دوم مادر اميرالمؤمنين

 

فاطمه بنت اسد گفت چون ولادت علي (ع) رسيد در خواب ديدم ستوني از آهن از سرم بر آمد و در هوا دور شد تا به شکم آسمان رسيد وانگه به من برگشت. ساعتي به ماند و از دو پايم بر آمد . پرسيدم اين چيست ؟ گفتند: کشنده کافران، پيماندار پيروزي، کسي که يورشش سخت است و از ترسش لشکر ها بي تابند. کمک خداست به پيغمبرش

  
نویسنده : dreamsfact.com ; ساعت ٧:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٥
تگ ها :