نمونه هايی از تعبير خواب ( قسمت دوم )

ابن سيرين خود درباره ي علم تعبير خواب مي گويد: " هر که مرتيت اين علم بر گيرد علم ها از آن است. زيرا که هر علمي را طلب کند، اصلش مختلف نگردد و قياسش تغيير نپذيرد و طريق او نيکو بود. زيرا هر علمي به طريقي بود مگر اين علم که اصل بگردد از احوال مردم بر هيئت و صناعت و قدر و ديانت و کلمه ي ولادت که بر اختلاف وقت ها همي گردد. زيرا که وقتي به غير يا به اصل بايد کردن و ايضا وقتي از بهره مرد بود، وقتي براي زن و وقتي اضغاث (دسته گياه خشک و تر به هم پيچيده) و احلام ( خواب هاي آشفته) بود . بدانکه هر علمي که داند مستغني بود از علم ديگر الا معبر که بايد به ضرورت علم، تعبير قرآن بداند و اخبار حضرت مصطفي (ع) و امثال عرب و عجم و اشعار و نوادر و اشفاق (مهرباني ودلسوزي کردن) نعمت و الفاظ متداول يعني از ديگر فرا گرفتن و نيز بايد زيرک و عارف باشد و شمايل و احوال مردمان را نيکو شناسد. قياس و اصول را نيکو داند ولي با تمام اين علو مستغني نباشد از توفيق خداي تعالي تا از کرم وي را به حق راهنمايي کند و بر زبانش ثواب و صلاح يابد."<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم قدحي مملو از آب در دست دارم، ناگهان قدح شکست ولي آبآن نريخت. ابن سيرين پرسيد: آيا زن داري؟ گفت: بلي. باز پرسيد:آيا زن تو حامله است؟ مرد گفت بلي! ابن سيرين فرمود: اينطور مي فهمم که بچه سالم مي ماند ولي مادرش تلف مي شود. پس از چندي در اثر وضع حمل، مادر مرد ولي بچه زنده ماند.(کتاب بحيرة ، ص 427)

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم که دنيا و آخرت از دستم بيرون شده است. پس از چند لحظه شخص ديگري آمد و گفت: در خواب ديده ام که دنيا و آخرت بدستم آمده است. ابن سيرين رو به شخص اول کرد و گفت: معلوم مي شود که تو قرآني گم کرده اي و اين مرد آن را پيدا کرده است. آنگاه قرآن را از شخص دوم گرفت و به شخص اول تسليم کرد.

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديده ام که زيت(به فتح زا، روغن زيتون، روغن نباتي) را در ميان زيتون مي ريزم تعبيرش چيست؟ فرمود: کنيز داري؟ گفت: بلي. فرمود معلوم مي شود که آن کنيز مادر تو است. آن مرد در مقام تحقيق بر آمد و معلوم شد که مطلب همان بوده است که ابن سيرين گفته است. (بحيرة ص 435)

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديده ام که زمين با من سخن مي گويد. فرمود: آماده باش که رفتن تو از اين عالم نزديک شده است. آن شخص چند روز بعد فوت کرد. (از کتاب بحيرة، ص 432)

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديده ام که قلاده اي طلا به گردن سگي آويزان کرده ام. فرمود معلوم مي شود که علم را به نا اهل مي آموزي.(بخيرة 435)

--مردي به ابن سيرين گفت: در خواب ديده ام که در هر دو دست من نان است و گاهي از اين دست و گاهي از آن دست مي خورم. ابن سيرين فرمود: گمان ميکنم بين دو خواهر جمع کرده اي، از خدا بترس و توبه کن. مرد حرف او را تصديق کرد و توبه کرد.(بحيرة ص 435)

--مردي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم که بچه هايي در آستين دارم و يک يک را از آستين بيرون مي آورم و پس از تلقين شهادت در ميان چاه مي اندازم. ابن سيرين نزد حاکم محل رفت و گفت: شخصي در فلان محله منزل دارد، خوابي ديده است که تعبيرش آن است که کشته هاي بسياري در خانه دارد، تحقيق کنيد. همينکه مأمورين در آن خانه ريختند حدود پنجاه تن را کشته مشاهده کردند که در چاه انداخته بود. (بحيرة، ص 436)

--شخصي در ماه رمضان به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم که مُهري بدست دارمو با آن دهان و فروج اشخاص را مُهر ميزنم. ابن سيرين از او پرسيد: تو اذان گو هستي؟ مرد گفت: بلي. فرمود: پيش از وقت اذان مگو که در اثر اذان بي موقع مردم را از لذائذ باز مي داري.(بحيرة، ص 436)

--مردي به ابن سيرين اظهار داشت در خواب ديده ام که لؤلؤ (مرواريد) مي بلعم و بعد همان را قي ميکنم. فرمود: معلوم مي شود که مقداري از قرآن را حفظ و بعد همان را فراموش کرده اي.(کتاب رنگارنگ، جلد دوم، ص 485)

--شخصي به ابن سيرين گفت: خواب ديده ام که سوره ي اذا جاء نصرالله را ميخوانم. اين خواب چه تعبيري دارد؟ ابن سيرين فرمود: اجل تو نزديک شده. شخصي پرسي چگونه فهميديد؟ ابن سيرين گفت: چون اين سوره آخرين سوره اي بود که بر رسول اکرم (ص) نازل گشت. (بحيرة ص، 436)

 شخصي به ابن سيرين گفت: خواب ديده ام در بين نماز حلوا مي خورم. ابن سيرين فرمود: خوردن حلوا حلال است، ولي در نماز حرام مي شود. چنين مي فهمم که تو در حال روزه با عيال خود تماس مي گيري. آن مرد اين مو ضوع را اعتراف کرد.(436 بحيرة)

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم نعلين به پايم بوده ناگهان بند يکي از نعلين ها گسسته وپاره شد و من هم هر دو را همانجا گذاشتم و رفتم.

--ابن سيرين گفت : تو به اتفاق برادرت به سفر رفته اي در آن سفر برادرت فوت شده و تو تنها  برگشته اي .پس از تحقيق صدق گفتار ابن سيرين ظاهر شد.

زني به ابن سيرين گفت : در خواب ديدم که گربه اي (سنور ) سر خود را در شکم شوهرم نمود و چيزي از آنجا بيرون آورد و خورد. ابن سيرين گفت : امشب دزدي به دکان شوهرت مي رود و سيصد و شانزده درهم از آنجا مي برد. اتفاقا اين دزدي از غلامي که در همسايگي آنها بود سر زده شد. شاگردان پرسيدند ، چگونه دانستي ؟ ابن سيرين گفت : گربه يعني سنور ، در تعبير دزد است و از شکم به خزانه و از خوردن به بردن تعبير مي شود و اما عدد 316 را از حساب ابجد ( جمل ) استخراج کردم که مجموع آن حروف ( سنور ) مي شود : س / 60 _ن/50_و/6 _ر/200.

(بحيرة ص 435)

--مردي نزد ابن سيرين آمد و گفت: در خواب ديده ام که سر مشک را محکم مي بندم. ابن سيرين پرسيد خودت چنين خوابي ديده اي؟ مرد گفت: بلي. ابن سيرين رو به حضار مجلس کرد و گقت: معلوم مي شود اين مرد بچه ها را خفه مي کند. بعد از آنکه صدق گفتار ابن سيرين ظاهر شد بيننده ي خواب را به حاکم تسليم کردند.   (کتاب مستطرف ج 2 ص 99)

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديده ام که مردي را هر دو دست بريدند، و مرد ديگر را به دار آويزان کردند. ابن سيرين فرمود: حاکم شهر را معزول مي کنند و ديگري را جاي او نصب خواهند نمود. اتفاقا همينطور شد. (بحيرة ، ص 435)

--شخصي در خواب ديد که چشم راستش از قفا برگشت و چشم چپش را بوسيد ابن سيرين گفت: تو داراي دو پسر هستي که يکي از آنها با ديگري لواط ميکند. آن شخص در صدد تحقيق بر آمد و صدق گفتار معبر بر او کشف شد.

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم کبوتر سفيدي بر ديوار مسجد مدينه ي منوره نشسته بود، باز شکاري آمد و آن کبوتر را صيد کرد. ابن سيرين گفت: اگر راست گفته باشي حجاج بن يوسف، دختر عبدالله جعفر را تزويج خواهد کرد. زيرا کبوتر در خواب زن است، و سفيدي به زيبايي و جمال تعبير مي شود و من، و من در مدينه زني را به نفاست و شرافت دختر عبدالله سراغ ندارم. و از باز شکاري به حاکم ظالم و ستمگر تعبير مي شود و در بين حکمرانان ظالم تر از حجتج کسي را نمي شناسم. (بستان المعارف،  ص 50)

--شخصي به ابن سيرين گفت: در خواب ديدم که تخم مرغهايي را مي دزديدم و در زير چوب مي گذاشتم. معبر گفت چان چنان معلوم مي شود که زنان ناپاک را به منظور بي عفتي پيش مردان هوسباز و نا اهل مي بري. مرد پرسيد: از کجا اين تعبير را دانستي؟! ابن سيرين جواب داد: از آنجايي که خداوند کريم در کتاب آسماني خود در .صف زنان مي فرمايد: کَأنَّهُنَّ بِيْضُ مَکّنُونْ. يعني: زنان همانند تخم هاي پاکيزه (از غبار) مي باشند و نيز درباره ي مردان نا اهل و بد عمل فرموده است:کَأنَّهُمْ خُشُبُ مَسْنَدَةُ. يعني گويا مردان نا اهل به مثل چوبهاي تکيه داده بر ديوار مي باشند. از اين دو آيه استفاده کردم که خواب تو دلالت بر عمل و شغل نامناسب دارد.

 

/ 8 نظر / 109 بازدید
Mr.Boss

سلام....... ديگه به ما سر نمی زنی؟!!!! اما من مطالبت رو خوندم و برام خيلی جالب بود ( مخصوصا تعبير خوابهای ابن سيرين!) اما يه خواهش دارم و اونم اينه که مطالبی که از ساير کتابها مياری دقيقا کپ نکن.... مثلا همين مطلبی که از کتاب [ انسان روح است نه جسد] برا کسی که هيچ اطلاعی از روح و اين حرفا نداشته باشه سخيف بود..... مثلا همين کلمات مديوم و اثير.... اگه خودت ، با نثری ملايم تر بنويسی و همچنین با توضيحات بيشتر ، درکش خيلی بيشتر و بهتر ميشه..... ( البته اگه فرصت کافی داری!) اما در کل مطالب جديدی می نويسی و اميد وارم روز بروز بر مشتريات افزوده بشه!!!

ورزنده

چشم . سعی خودم را می کنم.متشکرم.

اوا

خوب بود ولی کمکی به من نکرد

رضا

سلام.درود بر شما.از مطالب مفید سایت استفاده کردم و لذت بردم.

صبا

خاب ديدم 2 كبوتر سفيد رو آزاد ميكنم تعبيرش چيه؟

صبا

خاب ديدم 2 كبوتر سفيد رو آزاد ميكنم تعبيرش چيه؟

صبا

خاب ديدم 2 كبوتر سفيد رو آزاد ميكنم تعبيرش چيه؟

غلام

درخواب ديدم با دوست خود لواط ميكنم هم او با من وهم من با او تعبيرش چيست